ضرورت کار فرهنگی
به سه دلیل عمده ضرورت کار فرهنگی مطرح میباشد:
دشمن از این طریق وارد میشود
برای تسخیر دل و دماغ انسان، کاری که لازم است انجام شود کار فرهنگی است. اگر به وسیلۀ انبوه تبلیغاتِ متنوع، بتوانند دماغ را تسخیر کنند و اگر بتوانند با انواع تبلیغات دیدنی و شنیدنی و ... تمایلاتی در دل ایجاد کنند، فردِ موردِ تهاجم، تسلیم میگردد و به مرور زمان خودش مبلّغ این فکر و شیوۀ زندگی خواهد شد.
بنابراین سرمایهای که جهت این کار فرهنگی – تبلیغی صورت میگیرد، در قبال نتایج فراوان که بدست میآید اندک خواهد بود.
در تاریخ بشریت، مخصوصاَ هنگام بررسی شیوۀ کار انبیاء الهی به این نتیجه میرسیم که عمده ترین و در واقع کلّ کار این بزرگان همان بلاغ، ابلاغ و در یک کلام کار فرهنگی است، با این تفاوت که برای این بلاغ و ابلاغ و تبلیغ تا آخر ایستادند، مراقبت کردند و صادقانه و دلسوزانه پیگیر بودند.
جهت تصاحب افکار بشر، اندیشههای گوناگون و مکاتب اخلاقی متفاوت، در صحنۀ فرهنگی خصوصا، در تقابل هم قرار گرفتهاند، رسانههای تبلیغی، مراکز تولید فیلم و سریال، چاپخانهها و مراکز پخش خبر بعنوان توپ و تانک و هواپیماهای جنگیِ فرهنگی، بصورتِ شبانهروزی مشغول کارند.
حالا در چنین شرائطی که مخالفان، رقبا و دشمنان بصورت شبانهروزی جهت تسلط بر افکار و دلها فعال باشند، اگر مسلمانان و مؤمنین تنبلی ورزند، این گناه نابخشودنی خواهد بود.
بر همین مبنا دستگاههای بزرگ تبلیغاتی، روزنامههای پرتیراژ جهانی و مراکز مهم خبررسانی را، نیروهای سلطهطلب در انحصار دارند تا کلید خبر و خبررسانی را و در واقع مغزها را دراختیار داشته باشند.
فرهنگ اثرگذار است
شاید بهترین یا یکی از بهترین تعاریف فرهنگ این باشد که " فرهنگ همان فضای حاکم خصلتساز است " مسلماَ این فضای خصلتساز اگر بهاری باشد، زمینۀ رشد و کمال را فراهم میکند و اگر زمستانی باشد، رکود و سکوت و سکون را به همراه خواهد داشت.
فرهنگ همیشه مؤلفهای است ازعناصر واجزاء گوناگون، که این مؤلفه، سنّتها و اخلاق و روشها و منشها را جهت میبخشد.
این مؤلفه " فرهنگ" نام، در زمان ما و محیط ما و کشورهای اسلامی، ترکیبی است از فرهنگ سنتی، فرهنگ معاصر و فرهنگ متعالی.
فرهنگ سنتی همان رسم و رسوماتی است که ازگذشتگان به ارث رسیده،نظیر مراسمعروسی، پوشیدن لباس، نوع تغذیه و ... .
فرهنگ معاصر، همان رسومات و شیوۀ زندگی است که امروزه تقریباَ در همه جا، بصورتِ مشترک میبینیم نوع لباس و غذا و یا نوع ادارات و شکلِ آموزش و ...
فرهنگ متعالی مربوط میشود به بینش و اندیشۀ خاص توحیدی، اخلاقیاتِ مطلوب در زندگی فردی و اجتماعی، احکام و عبادات و ... .
فرهنگ متعالی همانی است که انبیاء عظام آوردهاند و بالاتفاق دربارۀ آن تأکید کردهاند.
مهم این است که از این سه عامل در تشکیل فرهنگ کلی جامعه ما، کدام یکی مؤثرتر و عمدهتر است و کدام متوسط و کدام ضعیف.
بالاخره کارهای ما، محافل ما، مراسم ما، شیوۀ زندگی ما و رفتار ما، یا با سنتها، یا با رسوم امروزی و عصری و یا با دستورات و شیوۀ دینی هماهنگی دارد که به هر صورت هر سه شکل آن در مجموع فرهنگ را میسازد.
اگر بر مبنای ارزشهای معنوی و انسانی مطلب را بررسی کنیم، قطعا به این نتیجۀ جالب و آمورنده میرسیم که باید فرهنگ سنتی را تعدیل کنیم و از افراط و تفریط در مورد آن بپرهیزیم، فرهنگ معاصر را تعدیل کنیم و از تسلیم کامل در برابر آن و یا از خصومت افراطی با آن بپرهیزیم و در مورد فرهنگ متعالی، هر چه بیشتر آن را تقویت نمائیم و به آن نزدیکی جوئیم و آن را ناظر بر رسومات سنتی و فرهنگ معاصر قراردهیم بنابراین میدان اصلی جنب وجوش و تحرکات اجتماعی، ساحۀ فرهنگ خواهد بود.
فرهنگ غنی اهل بیت
اهل بیت با گفتار حکیمانه و رفتار خردمندانه و شیوۀ زندگی مبتکرانه، در ایجاد فرهنگ متعالی نقش اساسی و بینظیری داشتند.
مدت امامت ائمۀ هدی تا زمان غیبت کبری، نزدیک به دویست و پنجاه سال است، که اگر به طور تقریبی معدل بگیریم هر امامی تقریبا بیست و دو سال و اندی امامت کرده که معادل دورۀ رسالت پیامبر است. بدین ترتیب بدین ترتیب دورۀ امامت ائمه که در میان مردم حضور داشتهاند از نظر زمانی بیشتر از ده برابردورۀ رسالت میشود که با احتساب دورۀ رسالت جمعاً چیزی در حدود دویست و شصت سال از پیشوایی معصوم برخورداربوده ایم مهم این است که از این سرمایه بی نظیر که مخصوص امامیه است استفاده لازم بعمل آید اگر شیوه زندگی ائمه را در این چند قرن مطالعه کنیم وآموزش دهیم که چه تحولی بزرگی در جامعه ایجاد خواهد شد چون مدت امامت ائمه تقریباً دونیم قرن بود در برابر دودهه و نیم رسالت رسول(ص) این تفاوت ده برابری زمانی میان مدت زمان ائمه هدی و مدت زمان رسالت چنین می طلبد که یک فرد شیعه ای اثنی عشری ده برابر یک مسلمان عادی ساحۀ فرهنگ ودیانت پیشرفت داشته باشد درغیر آن به تناسب دارائی های موجود، نادار و فقیر تلقی خواهیم شد.
خلاصۀ بحث
گفتیم بحث فرهنگ به سه دلیل ارجحیت و اولویت دارد، درحدی که ضرورت آن برکسی پوشیده نمی ماند:
دشمن از این طریق وارد شده
فرهنگ در ساخته شدن انسانها و ساختن افراد بسیار اثر گزار است
ما از نظر فرهنگی، مواد فرهنگی و سرمایۀ فرهنگی، از غنای قابل توجهی برخورداریم.
پیشنهادات:
اگر بپذیریم که کار فرهنگی در شرایط امروز، ضرورت اول را دارد، برای بهترشدن کارها، موارد زیر پیشنهاد می شود:
ایجاد خبرنامه که در آن مطالب فرهنگی بطور مرتب درج باشد و این هفته نامه هر هفته بطور منظم در اختیار اعضا قرار گیرد. سهم گیری هر یک از اعضا در جهت غنی سازی این هفته نامه الزامی تلقی شود.
بررسی های اولیه نشان می دهد که خوشبختانه اکثر اعضای مجموعه از سواد لازم و دانش و معرفت قابل توجه برخوردار اند، هریک از اعضا باید در محیط زندگی بصورت حتمی یک یا چند حوزۀ درسی در زمینه قرآن، نهج البلاغه، صحیفه و... داشته باشند و پیشرفت کار رابطور مرتب به دبیرخانه گزارش دهند
اعضای مجمع از کشورهای مختلف، باید جلساتی فی مابین خودشان لااقل هرماه یک بار داشته باشند و چه بهتر که در آغاز این جلسات، توسط یکی از اعضا بحث هایی شبیه کنفرانس، پیرامون موضوعات گوناگون صورت گیرد.
کمیسیون فرهنگی مجمع، لااقل سال یک بار، گردهم آیند و کارهای گذشته و برنامه های آینده را بررسی و تحلیل نموده،تصمیمات لازم اتخاذ نمایند.
کتابهایی که در حال حاضرچاپ و در اختیاراعضا قرار می گیرد مفید است اگر در گزینش این کتب، سعی بیشتر بکار رود مفیدتر خواهد بود.
ایجاد مراکز متعدد تلویزیونی در نقاط مختلف دنیا و ایجاد یک مرکز بسیار قوی و قابل توجه که بتواند در تمام نقاط جهان استفاده باشد اهمیت بسزایی دارد،زیرا امروز رسانه های تصویری، تقریباً بعنوان یگانه و مهمترین وسیلۀ تبلیغی در جهان مطرح شده است.
توجه مخصوص به نسل جوان وامور زنان، اهمیت زیادی دارد و برنامه ریزی خاصی را میطلبد و در صورت صلاح دید کمیسیون فرهنگی می تواند در این قسمت اهتمام بیشتر به خرج دهد، چون مقتضیات نسل جوان و جامعه زنان، خواسته های متمایز و ممتاز از بقیه ای اقشار جامعه است.
برگرفته از سخنان دانشمند فریخته دکتر سیدعبدالحمید معصومی
عضو مجمع جهانی اهلبیت(ع)