سرزمینی که امروز افغانستان نامیده می شود،هزاران سال پیش از میلاد مسیح ( علیه السلام) سرزمینی آباد و دارای شهرهای پرجمعیت بوده است . صنایع دستی و سکه های مورد معامله مردم ، علومی چون طب، نجوم و ریاضیات و حرفه هایی مثل فلزکاری و بنایی در این مرز و بوم رواج داشته است. در حفریاتی که باستان شناسان انجام داده اند ، اقسام وسایل قدیمی بدست آمده است که حکایت از تمدن تاریخی این سرزمین دارد. در سال 1965 میلادی حفاریهایی به سرپرستی دکتر لویی دوپری آمریکایی د رجنوب شهر مزار شریف، در ناحیه آق کبرک صورت گرفت که در نتیجه آن آثاری مانند: آینه برنجی، انگشتر، دستبند، اسلحه ، قبضه اسب و نگین لاجورد به دست آمده و متعلق به دوره جدید حجر ( از 2 تا 9 هزار سال پیش از میلاد ) می باشند، که حکایت از زندگی شهری و تمدن باستانی این سرزمین دارد. تحقیقات دیگری که در سال 1951 میلادی در شمال شهر قندهار در ناحیه مندیگک صورت گرفت، نشان می دهد که مردم افغانستان از سه هزار سال قبل از میلاد، خانه هایی از خشت می ساختندف به زراعت و مالداری می پرداختند و از اسلحه، زیور آلات مسی و ظروف سفالین دارای اشکال هندسی استفاده می کرده اند . این در حالی است که بسیاری از کشورها در آن زمان از این قبیل امکانات بهره ای نداشته و روابط اجتماعی آنها به صورت نامتمرکز بوده است.
حدود دوهزار سال پیش از میلاد مسیح، سرزمین هندوکش (افغانستان) مورد هجوم اقوام آریایی که از درههای پامیر سرازیر شده بودند قرار گرفت و به تصرف این اقوام در آمد. بطلمیوس و دیگر جغرافیدانان باستان از سرزمینی که در جنوب هندوکش بین کویر نمک فارس (ایران امروز) در غرب و رود سند در شرق واقع بوده، به نام «آریانا» یاد کردهاند. قدیمیترین اثر مکتوبی که در آن از سرزمین هندوکش ذکر به عمل آمده، اوستا کتاب مقدس زرتشت است.
گروه اندیشه دانشجویان علوم سیاسی مربوط به موسسه تحصیلات عالی خاتم النبیین، دیروز پنجشنبه همایش علمی را به منظور بازخوانی اندیشه های سید جمال الدین افغانی راه اندازی نمودند.
این همایش علمی که در آن تعداد کثیری از استادان دانشگاه، شخصیت های علمی و دانشجویان اشتراک نموده بودند با ارائه زندگینامه سید جمال الدین افغانی آغاز گردید.
به گزارش جمهور، عبدالقیوم سجادی، رئیس موسسه تحصیلات عالی خاتم النبیین، که در این همایش صحبت می کرد، اندیشه سید جمال را از محورهای آگاه نمودن مسلمانان از انحطاط و عقب ماندگی، احیای هویت اسلامی، پیرایش اسلام از تفسیرهای نادرست و شناسایی عوامل نفاق و فرقه گرایی مورد بررسی قرار داد.
وی گفت: سید جمال، بخشی از میراث فرهنگی افغانستان و سازنده بخشی از هویت اسلامی و دینی جوان مسلمان است که در قرن بیست می خواهد بین دینداری و نوگرایی، تجدد و سنت جمع کند.
به گفته وی، سید جمال اندیشه ای است فراتر از یک فرد که میتواند پاسخ های مناسب برای پرسش های زمانه ما داشته باشد.
وی تصریح کرد: امروزه افغانستان با همان درد که سید جمال گرفتار بود گرفتارشده است، اسلام متحجرانه ای که دینداری را با نو اندیشی و نوگرایی، اخلاق را باعلم و تجدد را باسنت در ستیز و تعارض می بیند، تلاش می کند برای حفظ دینداری و دیانت جوانان مسلمان چشم را بر تمام دست آوردهای علمی دنیای مدرن ببندد.
در منطقه "بلخ" ولایت مزار شریف افغانستان، دیوارها و گنبدهایی از یک بنای قدیمی وجود دارد که رو به ویرانی است.
بر اساس یافتههای کاوشگران و باستانشناسان این بنا مدرسه یا همان "خانقاه" پدر "مولانا جلالالدین محمد بلخی" "سلطانعلما" یا "بهاولد" است.
بخشی از این مدرسه یا خانقاه در جنگهای 3 دهه گذشته افغانستان آسیب دیده و بخش دیگری از آن در نتیجه بیتوجهی مسئولان افغان ویران شده است.
با این حال پس کوچههای خاکآلود این ویرانه هنوز بوی مولانا میدهد و سالانه صدها گردشگر داخلی و خارجی را به سوی خود جلب میکند.
خانقاه یا مدرسه سلطانالعلما؟
با این حال هنوز تردید وجود دارد که آیا این ویرانههای بر جای مانده از 800 سال پیش بقایای مدرسه بهاولد است و یا خانقاه وی است؟
"اعظم رهنورد زریاب" در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، اظهار داشت: در منطقه "بلخ" ولایت مزار شریف دیوارها و گنبدهای یک بنای تاریخی دیده میشود که بر اساس یافتههای باستانشناسان این همان مدرسه "بهاولد" پدر مولانا است.
این پژوهشگر افغان با بیان این که برخی معتقدند که این همان خانقاه بهاولد است که در آن مراسم اهل تصوف برگزار میشد، گفت: چیزی که ما از آن مطمئن هستیم این است که بهاولد یا سلطانالعلما مدرسهای در این منطقه داشت و شاگردان زیادی در این مدرسه پای درس او مینشستند.
در ولایت باستانی و تاریخی بامیان افغانستان و در وسط رودخانههای "پایموری"، "ششپل" و "درهآهنگران" قلعه مخروبهای قرار دارد که بسیاری معتقدند که متعلق به ضحاک است.
قلعه ضحاک که بنام "شهر سرخ" نیز یاد میشود، مجموعه وسیعی از ویرانههای تاریخی است که بر تپه سرخ رنگی در محل ورودی شرقی وادی بامیان قرار دارد.
در مورد سبك معماري شهر ضحاك معلومات زيادي درمنابع ذكر نشده ولي با استناد به قدامت تاريخي اين شهر، دانشمندان از دو نوع سبك معماري مشهور را كه عمدتاً دوران قبل از اسلام و دوره اسلامي را در بر ميگيرد سخن گفته اند. آقاي يزداني در مورد مينويسد: از آثارديدني شهر ضحاك يك تونل پلكاني است كه نزد مردم محل به نام راه "آبدوزدك" ياد ميشود و آن عبارت از تونل خميده و مارپيچ و پله پله است كه از وسط شهر ضحاك از تپه پائيني به سوي زير زميني حفر گرديده است تا به حوض آبي كه اينک خشكيده است وصل ميشود و به نظر ميرسد كه آب رود خانه باميان از نقطه نا معلومي از طريق لوله هاي سفالي تا زير تپه ضحاك به آن حوض اتصال مي يافته است و اهالي ضحاك در مواقعي كه دشمن شهر آنها را به محاصره مي گرفت ميتوانستند از طريق همين تونل مخفي آب مورد نياز خويش را تأمين كنند. وي ميگويد: من از اين قسمت تونل پلكاني را به راهنمايي يك نفر از ساكنين قريه دهن موري در بهار سال 1381 شمسي از نزديك مشاهده كردم اما در سال 1384 كه دوباره از شهر ضحاك ديدن كردم متوجه شدم كه به خاطر ريزش بخشي از ديوارها تپه ضحاك، دهانه روزنه تونل موصوف بسته شده است. نظربه چنين تونل به استثناي شهر غلغله كه از شهرهاي قديم دوران اسلامي به شمار ميرود در ساير خرابه هاي باميان نيز به مشاهده ميرسد از جمله در مخروبه هاي دهن دره جو قول كالو دهن اژ دره و چهل برجه يكاولنگ قابل رؤيت و باز ديد مي باشد ( 15 -ص ص 51 - 52 ) .
نخستین کتیبه شاعر بزرگ و خداوند گار بلخ مولانا جلال الدین محمد بلخی در زادگاهش یعنی ولایت بلخ در شمال افغانستان توسط شهرداری مزار شریف اعمار و از روی آن پرده برداری شد.
مولانا جلال الدین محمد بلخی فرزند بهالدین ولد شاعر بزرگیست که در ولسوالی بلخ این ولایت چشم گشوده است.
امروزه هر پیرو جوان با چهره و اشعار این شاعر بزرگ آشناست .
در همین حال شهرداری مزار شریف در یک ابتکار کم سابقه کتیبه ای را بنام مولانا جلال لدین محمد بلخی در زادگاهی این استوره شعر و ادبیات و در جاده موسوم به مولانا جلال الدین بخلی اعمار کرده است.
۲۶ حوت بود که باردیگرشنیدم فریاد مزاری وعدالت از حنجره ای مردم درد مند مهاجرین مقیم اصفهان را.
هرچه زمان می گذرد مردم قدر شناس می شتابند تا نسبت به عظمت و آرمانهای رهبر شهیدش مزاری بزرگ حسا سترعمل کند ودر رسای آن گوهر تابناک عدالت و پرچم دار وحدت پرشکوه ترازسالهای قبل حضور خویش را به نمایش بگزارند.
از ابتدا اگر بگویم وقتی رسیدم به پارک لاله عکسهای بابه مزاری از بلندایی به ما نگاه می کرد، وجمع های مختلف مردم به چهره ی رهبرش خیره شده می نگریست عکسهایی که بسوی مکان مراسم فلش خورده بود. کوته راهی را پیاده پیمودیم با نگاهی پوستر های آبی مزاری که به درودیوارنصب شده بود و سر انجام رسیدیم به حسینیه ی امام صادق اصفهان آنجا دوستانی را دیدم همه وهمه هم وطن که به پاس رهبرشان عشق می ورزیدند، سرساعت مقرر جمعیت انبوه را ملاحظه می شد، در میان جمعیت که می نگریستم کودکانی نظرم را جلب می کرد که با دستان کودکانه اش پرچمهای کوچک که نقشی از جانم در آن رنگ خورده بود و در مقابل نگاه پیشوایشان می تکاندند. همه منتظر بودند که جلسه شروع شود. صدای الله اکبر از بیرون شنیده شد، دیدم همه از جایش بلند شد پیر مردی پرچم افغانستان بدست وارد شد، به دنبالش چهار دختر، که گویا یکی هزاره و دومی اهل سنت و سومی و چهارمی تاجک و ازبک بود، تابلوی بزرگ نقاشی شده ی شهید مزاری را که با پرچم افغانستان تزئین شده بود روی دستهایشان بسوی جایگاه بردند و در جلوی تریبون قرار دادند، این نقاشی زیبای سیا قلم بادستان هنرمند ریحانه نورزئی یک دختر اهل سنت نگاریده شده بود، اینجاست که تلاش ستاد فرهنگی هنری یاد یار مهربان به چشم می آید که چگونه روی افکاراین هنر مند کارمی کند.
بیبیسی فارسی در نوروز امسال، طی یک مجموعه برنامه در تلویزیون، وبسایت و رادیوی خود بزرگترین شخصیت تاریخ ایران زمین را به رای مخاطبانش میگذارد. چندی پیش اولین مرحله از این برنامه با حضور تعدادی از کارشناسان برگزار شد. این افراد طی بحث طولانی نهایتا شش نفر را به عنوان نامزد بزرگترین شخصیت تاریخ ایران زمین انتخاب کردند. این شش نفر زرتشت، کوروش، فردوسی، ابوعلی سینا، حافظ و مصدق هستند. در مورد هر یک از این شخصیتها فیلمی ساخته شده که در ایام نوروز از تلویزیون و سایت فارسی بی سی سی پخش میشود و سپس مخاطبان بیبیسی فارسی میتوانند با رای خود یکی را برگزینند. نام بزرگترین شخصیت ایران زمین به انتخاب مردم، روز ۱۳ فروردین اعلام خواهد شد. اگرچه بارها ازشما پرسشهای داشتهام که ازروی... جواب ندادهاید. اینهم سوال های فشرده:
1-تولد، زندگی ومرگ زرتشت درکجا واقع شده وچه پیوند ازنگاه زیست محیطی با ایران دارد؟
با تو میشد از رهایی یاد کرد - این خراب آباد را ، آباد کرد
با تو میشد تا دل مهتاب رفت - یا از این دشت عطش تا آب رفت
هفده سال قبل درچنین ایام، یکی از سیاه ترین صفحات تاریخ افغانستان ورق خورد,گروهی از تبار عبدالرحمن خان جابر با ایده ای فاشیستی ,بر تری جوی قومی وبا تفکر رادیکال دینی در پرونده جنایی خویش، جنا یت دیگری را در تاریخ جنایات شان افزودند. گروهک تروریستی طالبان وهمکاران منطقوی آنها در یک عمل غیر انسانی وحیله گری قبیلوی رهبر ملّیت های محروم کشور استاد عبدالعلی مزاری پرچم دار عدالت خواهی واسوه ی ظلم ستیزی را به شهادت رساندند.
شهيد مزاري در راه تامين وحدت ملي، تحقق حقوق بينادين اقوام ساکن کشور تلاش ورزيد، آنچنانکه خود هوادار تامين عدالت اجتماعي درکشور بود، با روش هاي واقع بينانه خود مي خواست تا مردم از حقوق و وجايب انساني و شهروندي خود برخوردار گردد. شهادت مزاري در واقع نشان دهنده اين حقيقت بود که او تسليم ظلم، استبداد و تحجر نشده و براي مردمش وفادار ماند تا جان عزيزش قربان شد.
سيد جمال الدين حسيني افغاني در بارهء ملت افغانستان و درمورد تاريخ افغانستان مقالات و كتابهاي نوشته است . كه معروفترين اين آثار دو تا كتاب مفصل و مهمي به نامهاي (البيان في الانجليز و الافغان ) و (تتمة البيان في تاريخ الافغان ) مي باشد ؛ كه ترجمه آنها اينك در اختيار خوانندگان ارجمند قرار داده مي شود ؛ اين دو كتاب از جمله اثار مهمي هستند كه از قلم ان نابغهء بزگ مشرق زمين براي ما به يادگار ماتده است . هر دوي اين كتابها به زبان فصيح عربي نوشته شده است . كتاب تتمة البيان في تاريخ الافغان براي اولين بار در سال 1318 هجري برابر با 1901 ميلادي در كشور مصر به چاپ رسيده است . با تصحيح و كوشش علي يوصف الكريدلي صاحب امتياز جريده " العلم العثماني" . ناشر؛ اين كتاب را به پادشاه وقت افغانستان یعنی امير عبدالرحمن خان اهداء كرده است . ترجمه موجود از روي نسخهء از همين چاپ ترجمه شده است. قابل ياد آوري است كه گفته مي شود كتاب "تتمة البيان في تاريخ الافغان" زماني در افغانستان در حدود هفتاد سال قبل (1318) توست شخصي بنام خوگيانبي ترجمه شده است . اما كتاب البيان في النجليز و الافغا ن گويا در زمان حيات سيد جمال به زبان انگليسي ترجمه ودر جرايد انگلستان منتشر شده و بحث هاي را بر انگيخته كه سيد جمال جوابيه هاي بر عليه انتقاد هاي كه از اثر او شده است ارائه كرده و از اثر خودش دفاع كرده است . و اما كتاب دوم به نظر ميرسد كه تا كنون به ز فارسي ترجمه نشده است. متن عربي اين دو كتاب بصورت مجموعهء در ايران با نام خودانگاشتهء (تاريخ جامع ايران ؟؟) به ضميمهء مختصري از تاريخ ايران ؛ توسط هادي خسرو شاهي چاپ و منتشر شده است .
تنها فرزند شهید مزاری گفت: تا چند سال همیشه میدیدم مردم و همه کسانی که به خانه ما میآیند و به خصوص مادرم، خیلی گریه میکنند. آن موقع خیلی حس نمیکرد اما وقتی به مدرسه رفتم تازه نداشتن پدر را حس کردم؛ چون میدیدم همه پدر دارند و من ندارم. حالا تنهاییهایم را با عکس پدرم پر میکنم.
شهید «عبدالعلی مزاری» رهبر بزرگ مجاهدین افغانستان و پایهگذار حزب وحدت در دهه هفتاد توانست نقش مهمی را در احیای وحدت در افغانستان ایفا کند.
وی مدت کوتاهی در حوزه علمیه قم درس خواند. در این مدت کوتاه – حدود 5 سال – دروس مقدمات حوزه را که به طور معمول در 10 سال خوانده میشود با پشتکار فراوان در مدت 5 سال به پایان رساند. وی را میتوان از جمله مبارزان بدون مرز شمرد که حتی در انقلاب اسلامی به خاطر مبارزه با رژیم شاهنشاهی ایران توسط ساواک دستگیر و زندانی و شکنجه شد.
این استاد شهید را میتوان شهید «راه وحدت و اندیشه امام خمینی (ره)» بزرگ منادی وحدت دانست. شهید مزاری در اواخر دهه شصت با همسر برادرش که او هم در مبارزات شهید شده بود، ازدواج میکند.
با «زینب مزاری» دختر شهید و برادرزادهاش «حسن مزاری» در منزل شهید مزاری در قم در حالی به گفتوگو نشستیم که همسر شهید به دلیل بیماری چند سال پیش به رحمت الهی رفته و زینب تنها یادگار شهید مزاری است.
آن چه در زیر میخوانید گفتوگوی خبرنگار فارس با خانواده این مجاهد بزرگ و فرزند برومند اما گمنام اسلام است.
از هفدهیمن سالگرد شهادت عبدالعلی مزاری با حضور شخصیت های سیاسی، فرهنگی، علمی، دانشجویان و صدها تن از مردم شهر کابل با شدید ترین تدابیر امنیتی تجلیل به عمل آمد. این مراسم که از سوی ستاد برگزاری مراسم هفدهمین سالگرد شهادت استاد عبدالعلی مزاری در پروژه بزرگ خاتم الانبیا واقع درغرب شهر کابل برگزار شده بود در آن رئیس مجلس، معاون دوم رئیس جمهور، سران احزاب سیاسی وجهادی، تعدادی از نمایندگان مجلس وهزاران نفر اعم از مرد وزن اشتراک کرده بودند. سخنرانان این مراسم با شکوه هر کدام به نوبه خویش پیرامون شخصیت ملی و بین المللی ستاد شهید عبدالعلی مزاری صحبت کردند و شهید مزاری را الگوی وحدت، یک پارچگی، وطن دوستی و یک شخصیت کاملا مهربان خواندند. در ابتدای این مراسم بعد از نواختن سرود ملی کشور، پیام رئیس جمهورحامدکرزی توسط شهزاده مسعود وزیرمشاورریاست جمهوری درامور اقوام و قبایل قرائت شد.
شناخت مفاخر و بزرگان دین و علمای سلف برای جوان و نسل امروز ما ضروری است.اگر جوانان ما بدانند که در جامعه از چه مفاخر ارزشمندی برخورداراند و به یقین این معرفت در تصمیمگیرهای آنها تاثیر بسزایی خواهد داشت و آثار و برکات آن در زندگی آنها نمایان میشود.
موفقیتهای امروزی ما حاصل زحمات، رنج و خون دل خوردن آیات و د انشمندان همانند؛ سید محمد سرور واعظ، شیخ محمد امین افشار، شیخ سلطان مزارى، سیدنادر بحر، سید على احمد عالم، سید عبدالحمید ناصر، شیخ محمد اسماعیل مبلغ، سید محمد حسین مصباح، آیت الله سید محمد حسین معصومى، شیخ موسى فیاض، استاد محمد حسین نهضت، استاد محمد یوسف ینش، سید میرزا شاه فضیلت، استاد سید محمد ابراهیم عالمشاهی و… که هر کدام در جامعه تاریک و نا بَسامان افغانستان عَلَم قیام و مبارزه را به دست گرفتند و در این راه مشکلات فراوان را متقبل شدند که عده کثیرى از این عالمان دینى و اندیشمندان مذهبى توسط کمونسیت ها در سال ۱۳۵۷ زندانى و به شهادت رسیدند.
سومين سمينار بررسي انديشه هاي مرزبانان اسلامي از سوي بنياد فرهنگي تبليغي پيامبراعظم(ص) 11 اسفندماه، در شهر کابل برگزار شد.
در اين سمينار كه با حضور جمعي از علما، دانشمندان، اساتيد دانشگاه، نمايندگان شوراي ملي افغانستان و تعداد كثيري از شهروندان كابل برگزار شد، افرادي چون "سيد محمدهادي هادي" رئيس بنياد فرهنگي تبليغي پيامبر اعظم(ص)، "عصمت اللهي" استاد دانشگاه کابل، "رحمت الله ضيايي ارزگاني" استاد ناصري عضو شوراي ملي افغانستان و حجت الاسلام "رحمت الله مرتضوي" از علما و متنفذين افغانستان در اين سمينارشركت داشتند.
در اين نشست استاد عصمت اللهي نقش علماي افغانستان را برجسته توصيف كرد و گفت: تا زمانيكه علما و مساجد را در محوريت زندگي خود داشته باشيم، دين اسلام را هم با خود داريم.
پگاه اندیشه:ضمن عرض خیر مقدم به محضر حضرت عالی و تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید، و در این گفتوگو شرکت کردید. فصلنامه پگاه اندیشه در این شماره درنظر دارد نگاهی به زندگی، آثار و اندیشههای علمای معاصر افغانستان داشته باشد. یکی از مهم ترین و برجسته ترین چهرههای علمی و فکری در دهههای اخیر، مرحوم علامه اسماعیل مبلغ است. حضرت عالی از معدود کسانی هستید که از نزدیک با مرحوم مبلغ آشنا بوده و میتوانید در معرفی این شخصیت برجسته کشور ما، ما را یاری رسانید. از همین رو بحث را از نحوه آشنایی حضرتعالی با مرحوم علامه اسماعیل مبلغ شروع میکنیم، بفرمایید.موسوی:جناب مبلغ از نظر گروه سنی، متعلق به نسل پیش از ما بودند. آشناییهای اولیه ما با ایشان به سالهایی برمی¬گردد که من در مکتب در دوره ابتدایی درس میخواندم. خانوادهی ما با آقای مبلغ و خانواده ایشان یک رابطه و آشنایی بسیار نزدیک داشتند. پدر ایشان (مرحوم حاجی مسافر) از نظر اقتصادی وضع نسبتا خوبی داشتند. اما آشنایی بیشتر و عمیقتر ما و به اصطلاح کابلیها آشنایی شعوری ما با مبلغ، در دوران تحصیل ما در لیسه (دبیرستان) حبیبیه، رقم خورد. به دلیل آن که در این دوره ما وارد فعالیتهای سیاسی اجتماعی شدیم، و در آن زمان در جریانی به نام «پ.الف.الف»، ابتدا بهعنوان هوادار و بعدها بهعنوان عضو رسمی، فعالیت میکردم.
قرار بود در اتاق 1508 هتل استقلال به ديدار برهانالدين رباني بروم. يكي از برادران خبر داد كه استاد رباني به خاطر دعوت به جلسه مهمي عازم كابل گرديده. عصر همان روز (سهشنبه 29/6/90) ساعت 7، با قرار قبلي، با برادر عزيز و ارجمند، حجتالاسلام والمسلمين حضرت آقاي محمدجواد حجتي كرماني حفظهالله، همراه برادر ارجمند جناب آقاي علياصغر قريشي، به عيادت برادر عزيز ديگرمان جناب دكتر سيدمحمدصادق خرازي عافاهالله كه تازه از سفر استعلاجي به ميهن برگشته بود، رفتيم. پس از ديدار با صادق (كه تبلور صراحت و صداقت، نماد مقاومت و استقامت است و تجسم عيني تسليم و رضا و از قليل مردان سياسي جوان آگاه به اوضاع جهان و از خادمان خالص و مخلص اسلام و از خانداني عريق و اصيل اسوه تقوا و پرهيزگاري)، حدود ساعت 9 از منزل وي بيرون آمديم؛ اما براي رفتن به منزل ماشيني پيدا نكردم، لذا همراه آقاي حجتي و با ماشين آقاي قريشي (سفير اسبق ايران در اندونزي و يمن و مسئول سابق بخش انتشارات در دفتر مطالعات سياسي وزارت امور خارجه) تا درب منزل جناب حجتي رفتم و با مسرت در آنجا ماشيني پيدا شد و پس از خداحافظي از جناب حجتي كه همچنان در بيرون از منزل منتظر مانده بود، راهي منزل شدم. راننده اخبار راديو ايران را گوش ميداد كه گوينده خبر ناگهان اعلام كرد: «برهانالدين رباني پس از مراجعت از ايران، در درون خانه خود، در كابل ترور شد!» خبر باوركردني نبود. او امروز صبح در تهران بود؛ ولي ساعت 10 شب كه به اخبار رسانههاي خارجي گوش كردم، به صحت آن خبر اطمينان يافتم، لذا تسليم رضاي حق شدم و چارهاي جز رضا و تسليم نيست و با قرائت آيه شريفه «انا لله و انا اليه راجعون» به خود تسليت گفتم!
شهر باستانی غزنین در سده یازدهم مهمترین کانون ادب فارسی به شمار میرفت و محل رفت و آمد بزرگانی چون "فردوسی حکیم"، "ابوریحان بیرونی"، "ابوالفضل بیهقی"،"سنایی"، "فرخی سیستانی"، "مسعود سعد سلمان" و "عنصری" بود. ویرانههای این شهر باستانی در پنج کیلومتری غرنی امروزه قابل رویت هستند.
غزنین مهمترین کانون ادب فارسی در سده یازدهم
حکیم سنایی که وی نیز در خاک غزنین خفته است، در کتاب "حدیقه الحقیقه" خود درباره غزنی گفته است:
عرصه مملکت چو یک باغ بهشت مشک اذفر سرشته با گل و خشت خاک ممــــلـــکــــت شــــده کافور چشم بــــد بــاد ایــن حــــوالی دور گر بـــبــیــنی تــو مــلکت غــزنین باز نشناسی از بــهــشــت بــریــن
این ساختمان به فاصله هشت کیلومتر به طرف جنوب غرب شهر کابل در حوزه چهاردهی که پیش از آن "افشارتپه" نام داشت، در سالهای ۱۳۰۴-۱۳۰۶ هـ.ق و در زمان سلطنت امانالله خان، پادشاه وقت افغانستان و زیر نظر مهندسان آلمانی ساخته شد.
این قصر، حدود ۱۵۰ اتاق بزرگ و کوچک داشت که تمام دستگاه دولتی دوره امانی از آن استفاده میکردند.
قصر دارالامان، از شمار هفتاد ساختمان مدرنی است که به ابتکار جوزف بریکس (Josef Brix) همراه با یک تیم ۲۲ نفر از مهندسان آلمانی و هفتصد تن کارگر افغانی طی دهسال تا سال ۱۹۲۹ میلادی در دست ساخت بود.
در آن زمان، مناسبات حسنه سیاسی بین دو دولت افغانستان و آلمان برقرار بود و در امور شهرسازی و اعمار ساختمانهای دولتی افغانستان، این مهندسان آلمانی سهم بارز داشتند. در این میان، ساخت قصر دارالامان، که در زمان سلطنت شاه امانالله بنا شد، در سال ۱۳۰۴ هـ.ق زیر نظر مهندس والتر هارتن (Walter Harten) آلمانی آغاز و در سال ۱۳۰۶ به پایان رسید.
در میان شلوغی و هیاهوی شهر باستانی و کهن هرات، در شمال این شهر آرامگاه بزرگمرد و عارفی به نام خواجه عبدالله انصاری یا به قول مردم این شهر پیر هرات است. مردم ارادت خاصی به خواجه دارند و روزانه صدها تن از مردم این شهر به قصد زیارت رهسپار آرامگاه وی میشوند. آرامگاه پیر هرات فارغ از تمام پیوندهای مادی انسان است و با تعمق میتوان دریافت که خواجه عبدالله انصاری تمام مناجاتهای خود را با خداوند از عمق جان گفته است. هر شب جمعه پیروان اهل تصوف بر مزار او گرد هم میآیند و به راز و نیاز با خدای یگانه مشغول میشوند. مزار خواجه عبدالله در منطقه سرسبز گازرگاه هرات قرار دارد و درباره وجه تسمیه این مکان تاریخی روایتهای گوناگونی بیان شده است. برخی معتقدند که وقتی کسی به زیارت مزار وی میروند گناهانش شسته شده و به همین سبب آن را گازرگاه نامیدهاند. مولانا عبدالرحمن جامی نیز در این رابطه شعری دارد: گازرگهی است تربت او کان مغفرت
سپاس خدایی را که در قالب آفرینش دفتر حسن و زیبایی بنمود و برگ های گوناگون آن را در برابر اداک و احساس آدمیان بگشود تا پاکبینان از هر ورق آن فصول اسرار خوانند و از دریافت هر سری مزه عشق برچشند
با عرض سلام خدمت همه هموطنان گرامی در سراسر دنیا امیدوارم به خوبی و خوشی در کنار خانواده گرامی تان زندگی را سپری کنید. این مطلب به معرفی و مصاحبه با سه تن از نوابغ افغانستان پرداخته است لازم به ذکر که متاسفانه عدم دسترسی به دکتر شاران مصاحبه با ایشان میسر نشد.
بنا به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراءحضرت آیت الله جوادی آملی : علما و فضلای افغانستان باید در گرامیداشت مرحوم آخوند خراسانی راه داشته باشند چرا که مرحوم آخوند افغانی بود. ایشان ادامه دادند : متاسفانه خراسان تکه تکه شد ، خراسان غربی را به ما دادند و شرقی که آن هم برای ما بود گرفتند و زمانی افغانستان و پاکستان جزء خراسان شرقی بود ، مرحوم بوعلی سینا و مولوی از همین جا هستند ، بلخ و بخارا از همین جا هستند و افغانستان یعنی شرق خراسان مهد تمدّن بود که امروز به این روز سیاه در آمده است. استاد برجسته حوزه علمیه قم افزودند : خصوصیت مرحوم آخوند رشد عقلانی ایشان بود که همه شاگردانش جزء مراجع ممتاز شدند.
علی رغم اوضاع متشنج و روابط پر تنش میان افغانستان و پاکستان و با وجود ناکامی نخستین مذاکرات کراچی در سال 1947 ، مذاکراتی میان طرفین در کابل صورت گرفت.
ظاهراً بهانه ی مذاکرات، بمباران مغلگی بود که پس از بمباران مذکور هر دو دولت به تعین هیئتی غرض بررسی آن توافق کردند. درجریان مذاکرات، پاکستان بمباران هواپیماهای خود را غیر عمدی خواند و مسئولیت آنرا بدوش گرفت. در مذاکرات، علاوه بر موضوع بمباران مغلگی مسایل دیگر به خصوص اختلاف بر سر پشتونستان مورد گفتگوی جانبین قرار گرفت که ثمر و نتیجه ای در پی نداشت. این مذاکرات در واقع با پا در میانی ایالات متحده ی امریکا و انگلستان بوقوع پیوست. هدف آنها از وقوع مذاکرات آن بود تا با حل منازعه ی پشتونستان، افغانستان را در جمع کشور های آسیایی هم پیمان امریکا و غرب بیاورند. امریکایی ها و متحدین اروپایی شان به خصوص انگلیس ها علاقمند بودند تا افغانستان به حیث کشور همسایه ی شوروی به عضویت پیمانهای آسیایی در آید که از سوی امریکا و غرب جهت مقابله با نفوذ و توسعه طلبی شوروی شکل میگرفت. امریکایی ها در راستای تحقق این برنامه سیاست موسوم به "کانتینمانت"containment را مورد توجه و عمل قرار دادند. این سیاست غرض به محاصره کشاندن شوروی و پیمان وارثا متشکل از کشورهای سوسیالیستی طرفدار شوروی در آن دوران طرح شده بود. هدف امریکایی ها و متحدین اروپایی شان این بود تا شوروی و اعضای پیمان وارثا در نتیجه ی ایجاد پیمانهای نظامی دیگر از سوی آنها در اروپا و آسیا مورد فشار و محاصره قرار بگیرد. پیمان سیاتو(S.E.A.T.O ) به این منظور در جنوب شرق آسیا ایجاد شده بود که پاکستان در سپتمبر 1954 عضویت آنرا پذیرفت. سال بعد پیمان بغداد، کشور عراق را به این اتحادیه ی نظامی کشاند.
سردارشاه محمود کاکای محمد ظاهر شاه که در 1946 صدارت را از سردار محمد هاشم تحویل گرفت، در اخیر این سال به ار سال نامه ای به دولت انگلستان در مورد آنسوی دیورند پرداخت. در این نامه که در واقع به شکل اعلامیه ای انتشار یافت از دولت بریتانیا تقاضا بعمل آمد تا با توجه به انکشاف و ضعیت سیاسی هند برتانوی، موضوع تعین سرنوشت مردم پشتون در آنسوی دیورند مورد توجه قرار داده شود. صدراعظم شاه محمود سپس در سال بعدی که استقلال هند عملی شد و پاکستان بوجود آمد، در یاد داشت رسمی به سفارت بریتانیا در کابل موضوع تعین سرنوشت پشتونهای آنسوی دیورند را مجدداً مطرح کرد:« در یاد داشت تذکر داده شد که برای پشتونها و بلوچ ها هم فرصت داده شود تا حکومت خود را تشکیل دهند و یا به افغانستان بپیوندند. برتانیا جواب داد که سوال سرحدات آزاد حل و فصل شده است و خط دیورند بحیث یک سرحد و حد فاصل بین المللی شناخته شده است. پیمان 1921 (1300 خورشیدی) هنوز مورد تطبیق و موجود است که خط قبلی دیورند را دوباره تایید می کند.» (1 )
دولت انگلیس همچنان دراین پاسخ به افغانستان هوشدار داد که در زمان تحویل دهی قدرت از حکومت انگلیسی هند به دو دولت نو تشکیل هند و پاکستان از انجام هرگونه دخالت و اعمال تحریک آمیز خود در آنسوی دیورند خود داری کند. دولت پاکستان نیز ادعای دولت افغانستان را در نخستین روزهای تشکیل خود رد نمود و موضع خود را در مورد خط دیورند بدینگونه اعلان کرد:
مسجد جامع هرات در طول تاریخ فراز و فرود های زیادی را به خود دیده است. چندین بار تخریب و دوباره ساخته یا ترمیم شده است وی میگوید : درسال ۴۱۴ هجری قمری نیمی از مسجد که غالبا با چوب پوشیده شده و رنگ آمیزی شده بود در آتش سوخت ولی به همت خواجه محمد تاکی و همکاری مردم دوباره ترمیم گردید و حدود دوقرن بعد به اساس مشورت شیخ الاسلام فخرالدین رازی به دستور سلطان غیاث الدین غوری به شکل کنونی با استفاده از خشت پخته، تزئینات و کاشی های فیروزه ای بنا گردید که با مرگ سلطان، پسرش سلطان محمود بعضی ازکارهای باقی مانده از زمان پدرش را به اتمام رسانید
این مسجد تاریخی در زمینی به مساحت اضافه از ۴۶ هزارمترمربع اعمارگردیده که مشتمل بر ۴۶۰ گنبد، ۱۳۰رواق،۴۴۴ فیل پایه، دوازده گلدسته، چهار ایوان، چهار دروازه، چهار کتیبه بزرگ مزین با آیاتی ازقران ، اشعار عرفانی عرفا و شاعران بزرگ، سه سراچه، یک منبر سنگی، کتابخانه (شامل چهار هزار جلد کتاب) و وضوخانه می باشد که در زیباترین محل شهرقدیم هرات موقعیت داشته و در یک زمان گنجایش بیش از یک صد هزار نمازگزار را دارد.
به گفته وی گلدسته های مسجد که برای رساندن صدای اذان به گوش مردم ساخته شده، بین۱۷تا ۳۶متر ارتفاع،۷ تا ۱۰ متر قطر داشته راس هرکدام دارای هشت رواق بوده که بام شان با کاشی فیروزه ای تزیین یافته است.
يکی از چهره های برجسته در تاريخ ادبيات معاصر افغانستان است. وی از معدود شاعرانيست که برای بار نخست اوزان مطرح نيمايی را در افغانستان به کار بست و اشعار بس زيباي از خويش بجا گذاشت. استاد خليلی علاوه بر آنکه شاعری خوش قريحه و نويسنده مطرحي بود ، در عرصه هاي دگري چون تاريخ، سياست، فلسفه و عرفان نيز حضور گستردهء داشت. استاد خليلي در سال ۱۲۹۳ خورشيدي در باغ شهر آراي كابل ديده به جهان گشود. در سنين طفوليت والدينش را از دست داد و در نيمه راه، تعليم را رها كرد. او سالهاي را در كابل، كوهستان و بلخ گذرانيد. استاد در پست هاي اساسي زيادي در دواير دولتي افغانستان در داخل و خارج از كشور كار كرد . در اوايل دهه بيست خورشيدي به حيث معاون دانشگاه كابل به كار گماشته شد. در سال ۱۳۳۰ رييس مستقل رياست مطبوعات شد و در سال ۱۳۳۲ به حيث مشاور عالي سلطنتي در دربار محمد ظاهر شاه پذيرفته شد. در سالهاي نخستين دهه ۵۰ به عنوان سفير كبير مدتي در عربستان سعودي و سپس در عراق مصروف خدمت بود. استاد خليلي پس از كودتاي هفت ثور سفارت را ترك و مدتي در اروپا و امريكا به سر برد. اما عشق وطن و وطندار دير آنجا نگذاشتش. استاد پس از آن به پاكستان آمد و در كنار هزاران هموطن آواره اش، مسكن گزيد و در اين دوره آثار زيادي از وي به نشر سپرده شد.
عبدالاحد مهمند اولين فضانورد افغانستان است كه در سرده افغانستان بدنيا آمده است واز پلي تخنيك فارغ التحصيل شده وسپس جهت ادامه تحصيل در رشته هوا فضا راهي اتحاد جماهير شوروي شد وتحصيلاتش را درآنجا تمام نمود و به كابل برگشت ودر قواي هوايي به صفت پيلوت(خلبان) مصروف وظيفه گرديد. مهمند در سال 1988ميلادي به همراه ولاديمير ليا خوف ودكتر والري پولياخوف عضو يك تيم سه نفره در سفر سويوزm-6 راهي فضا شد وبه مدت 9 روز در ايستگاه فضايي مير گذراند.
عبدالاحد مهمند در جريان اقامتش در فضا از افغانستان عكسبرداري نمود و ايشان از ايستگاه فضايي مير با داكتر نجيبالله ريس جمهور وقت افغانستان گفتگوي تلفني انجام داد. عبدالا حد مهمند هم اكنون به همراه خانواده اش در المان زندگي ميكند
دری نام یکی از دو زبان رسمی کشور افغانستان است. این کشور که قسمت عمده آن گهواره ادبیات گرانبهای فارسی بعد از اسلام بوده است، بی شک یکی از شریکان بزرگ و وارثان بحق این فرهنگ وسیع و عمیق است و زبانی که بطور مطلق دری خوانده می شود در حقیقت جز ادامه همان فارسی دری نیست که رابعه بنت کعب و دقیقی و عنصری بلخی و سنائی و سید حسن غزنوی و عبدالحی گردیزی و خواجه عبدالله انصاری هروی و ناصرخسرو قبادیانی و دهها امثال ایشان با همکاری بزرگان دیگر این سرزمین پهناور بنیاد گذاشته و به کمال رسانیده اند.
:زبان دری افغانستان با فارسی تفاوتهایی جزئی دارد. بعضی از خصوصیات صرف و نحوی محلی در آن وارد شده و از این جهت از فارسی ادبی متداول در ایران متمایز شده است. این تفاوتها اندکی مربوط به چگونگی تلفظ و ادای واکهاست که با تلفظ نواحی شرقی و شمال شرقی ایران در اکثر موارد همانند است. تفاوتهای دیگر از نظر لغات و اصطلاحات محلی است که در زبان ادبی افغانستان وارد شده است. دیگر آنکه بعضی از کلمات و اصطلاحات علمی و فنی دنیای امروز در فارسی ایران از زبان فرانسوی اخذ و اقتباس شده، و همانها را در زبان دری افغانستان به سبب ارتباطی که در طی یکی دو قرن اخیر با هندوستان داشته است، از زبان انگلیسی گرفته اند. به این طریق در واژگان فارسی و دری اندک اختلافی وجود دارد. این اختلافها با ارتباط فرهنگی میان دو ملت دوست و برادر و همنژاد و همزبان و همدین بتدریج کمتر می شود. :شمار مردمی که در کشور افغانستان به زبان فارسی دری متلکم هستند به موجب آمارهای اخیر در حدود 5 میلیون نفر است. اما همه سکنه آن سرزمین این زبان را می دانند و بکار میبرند. در سالهای اخیر در افغانستان برای اصطلاحات جدید اداری و علمی و فنی الفاظی وضع کرده اند که غالباً ریشه و ساخت آنها از زبان پشتو اخذ شده است. مانند کلمات { پوهنجی، پوهنتون، پوهاند، پوهنوال } در مقابل اصطلاحات ایرانی { دانشکده، دانشگاه، استاد، دانشیار } و غیره.
فارسی تاجیکی - بختیاری و لری - کردی - بلوچی - تاتی - تالشی - گیلکی - طبری - پشتو - آسی
فراموش شدگان زندان پل چرخي گفت وگو با حجت الاسلام حسين شفايي نويسندۀ کتاب زندانیان روحانيت تشيع
پس از به قدرت رسيدن حزب کمونيستي "خلق" در هفتم ارديبهشت ماه 1357 در افغانستان، اين حزب و متحد اصلياش حزب "پرچم" براي زهرچشمگرفتن از مردم و نشان دادن ثبات در حکومت بيثباتشان، دست به جنايتهاي خشونتآميز بسياري زدند. حکومت کمونيستي وقت در اولين سال قدرت خود با دستگيري روحانيون طراز اول افغانستان چون آيتالله سيدمحمد سرور واعظ، آيتالله محمدامين افشار، آيتالله مصباح آیت الله معصومی و صدها شخصيت ديني، فرهنگي، سياسي، اقتصادي وحتي ورزشکاران و جوانان و زنداني کردن آنها در زندان سياه "پلچرخي" عملا با مردم افغانستان اعلان جنگ نمودند. وقتي در 16 ارديبهشت 1358 خبر شهادت دوازده هزار نفر از زندانيان بيگناه پلچرخي به بيرون درز کرد، براثر فشار و اختناق حاکم بر پايتخت بسياري از فعالان فرهنگي – ديني مجبور به ترک افغانستان شدند. مصاحبهاي که درپي ميآيد به گوشههايي از اين حادثه تلخ مي پردازد.
دره زیبای پنجشیر که نام آن نه تنها برای افغانها بلکه برای بسیاری از جهانیان به واسطه مقاومتهای بزرگمرد افغانستان احمدشاه شاه مسعود شناخته شده است، آماده برگزاری دهمین سالگرد آن شهید بزرگ میشود.
به گزارش «اخبار مهاجرین» پنجشیر نام دره ای در شمال شرق افغانستان است که نام آن با نام شهید «احمد شاه مسعود» مشهور به شیر دره پنجشیر عجین شده است.
این دره با کوههای سر به فلک کشیده پر از برف، صخرههای عظیم، شیبهای تند و رودخانه خروشان خود مناظر چشم اندازی را به وجود آورده که چشم هر بیننده ای را مینوازد.
پنجشیر در فاصله 120 کیلومتری کابل و بین 2 شاخه جنوبی هندوکش واقع شده است.
فارسي، دري، تاجيکي، در قرنِ بيستم، سه نام بود برايِ ناميدنِ يک زبان با يک ميراثِ تاريخيِ هزار سالهيِ ادبي. اين نامگذاريِ سهگانه ميرفت که، در زيرِ فشارِ عاملهايِ سياسي و فرهنگيِ تازه، از يک زبان سه زبان بسازد. پديد آمدنِ سه نام برايِ يک زبان به علّتِ پديد آمدنِ بخشبنديهايِ سياسي در منطقهای بود که مردمانِ سخنگو به اين زبان را در بر ميگرفت. اين بخشبنديها پيآمدِ دستاندازيهايِ نظامي و سياسيِ دو قدرتِ بزرگِ امپرياليستيِ اروپايي، يعني روسيّه و بريتانيا، در سدههايِ نوزدهم و بيستم به اين منطقه بود. اين دستاندازيها با تجزيهيِ يک امپراتوريِ قرونِ وسطايي، يعني امپراتوريِ ايران، سه واحدِ سياسيِ تازه، يا دولت، را پديد آورد. امپراتوريِ ايران در تاريخِ درازِ خود، مانندِ همهيِ امپراتوريها، مجموعهيِ بزرگی از قومها و زبانها را در زيرِ چترِ فرمانرواييِ خود گرد ميآورد، امّا دامنهيِ فرمانروايياش، به نسبتِ ميزانِ قدرت و ضعفِ نظامي و سياسيِ آن ، در دورانهايِ گوناگون، بزرگ و کوچک ميشد. اين امپراتوري، در دورانهايِ پسين، برايِ چندين صد سال، در دلِ خود يک امپراتوريِ فرهنگي و زباني نيز پرورد که با قدرتِ ادبيِ يک زبان، يعني زبانِ فارسي، بهويژه شعرِ آن، پهنهيِ بسيار گستردهتری از امپراتوريِ سياسيِ ايران و ميدانِ فرمانرواييِ آن را زيرِ نفوذ داشت. دامنهيِ نفوذِ اين امپراتوريِ زباني و ادبي– که در اساس به دستِ سردارانِ شعرِ فارسي، فردوسي و نظامي و سعدي و مولوي و حافظ و نامهايِ کوچکترِ بسيارِ ديگر، گشوده شده بود– از ترکستانِ چين تا سراسرِ آسيايِ ميانه و افغانستان و ايرانِ کنوني تا بخشِ بزرگی از زيرـقارّهيِ (subcontinent) هندوستان، و از سويِ ديگر، بخشِ بزرگی از امپراتوريِ عثماني را در بر ميگرفت.
حضرت آیت الله العظمی آقای سید احمد کابلی مشهور به میر علی احمد حجت (رح) در حدود سال های 1307 یا 1308 هجری قمری مطابق با 1268 یا 1269 هجری شمسی در یک خانواده ی متدین و مذهبی در کابل دیده به جهان گشود. ایشان دارای دو برادر و دو خواهر بودند که برادر بزرگ معظم له عالم شهیر و شاعر توانا مرحوم علامه آقای بلبل (رح) و برادر کوچک ایشان مرحوم آیت الله آقای شریعت (قده) می باشند که هر دو قبل از مرحوم آیت الله حجت دار فانی را وداع گفته و به سرای آخرت شتافتند. خانواده ای که معظم له در آن دیده به جهان گشود [ اصالتاً اهل دره ی سنگلاخ که در ولایت میدان _ وردک] واقع است بوده که خیلی سال ها پیش از آنجا به کابل مهاجرت و سکونت اختیار نمودند. نسب ایشان ابتدا [ به سید خیرالله آقا که در سنگلاخ مدفون است می رسد و بعد از ایشان آن طوری که گفته اند] به سید حسن آقا که مرقد مطهرش در گردیز زیارتگاه خاص و عام است رسیده و سپس از طریق حضرت ابراهیم مرتضی به امام همام حضرت امام موسی بن جعفر (ع) منتهی می شود. در روزگاری که مرحوم آیت الله حجت متولد شد، عبدالرحمان خان پادشاه ظالم و خونخوار به نمایندگی از طرف دولت استعمار گر انگلیس در آن سرزمین حکومت می کرد. یکی از جنایات هولناک آن سفاک دستگیری و به شهادت رسانیدن جد، پدر و عموی معظم له بود در حالی که ایشان بیش از دو سال نداشت. پس از آن هم تمام مایملک و دار و ندار آن ها را تاراج نموده و به غارت بردند.
محمدآصف محسنی فرزند محمدمیرزا محسنی در یک خانواده مذهبی شب جمعه پنجم اردیبهشت سال ۱۳۱۴ شمسی (مطابق با ۲۲ محرمالحرام سال ۱۳۵۴ قمری برابر با ۲۶ آوریل ۱۹۳۶ میلادی) در ناحيه اول شهر قندهار به دنیا آمد. او آموزش ابتدایی را در زادگاه خود نزد پدر آغاز کرد؛ اما، در سال ۱۳۲۸ با پدرش به پاکستان رفت و در شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان زبان اردو را آموخت.
در سال ۱۳۳۱ کارمند اتاقهای تجارت شهر قندهار شد اما از آنجا که علاقه شدید به تحصیل علوم دینی داشت، این شغل را رها کرد و به تحصیل مقدمات علوم دينی پرداخت. سپس به ولسوالی (شهرستان) جاغوری رفت و مدت هشت ماه در آنجا ادبیات و منطق را فرا گرفت.
در سال ۱۳۳۲ به نجف اشرف رفت و در مدت دو سال و نیم دروس سطوح را بهپایان رساند. سپس به فراگيری دروس خارج فقه و اصول ادامه داد و نزد آیتالله العظمی سید محسن حکیم و آیتالله شیخ حسین حلّی و آیتالله سید عبدالاعلی سبزواری و آیتالله العظمی خوئی به شاگردی پرداخت.
ايران آثار تاريخي 'غزني' افغانستان را بازسازي مي كنند
كابل- استاندار 'غزني' افغانستان با اعلام سفر گروهي از متخصصان ميراث فرهنگي ايراني به اين استان گفت: متخصصان ميراث فرهنگي جمهوري اسلامي ايران آثار تاريخي شهر غزني را مرمت و بازسازي مي كنند.
به گزارش اخبار مهاجرین از ايرنا، 'موسي خان اكبرزاده' روز شنبه در گفت و گو با خبرنگاران ضمن تشكر از جمهوري اسلامي ايران براي كمك در بازسازي غزني اظهارداشت: همكاري متخصصان ميراث فرهنگي ايران كمك مي كند غزني براي معرفي به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام در سال 2013 ميلادي آماده شود. وي با اشاره به بازديد متخصصان ايراني از نقاط مختلف تاريخي غزني ادامه داد: ايران گام نخست و اهتمام ويژه براي بازسازي غزني را برداشته كه شايسته قدرداني است. استاندار غزني اعضاي اين تيم ايراني را گروهي از باستان شناسان و مرمت آثار تاريخي عنوان كرد و گفت: مطالعات لازم درباره وضعيت كنوني آثار تاريخي غزني كه بيشتر آنها نيازمند مرمت هستند توسط اين گروه انجام شده است.
خطاط و خوشنويس برجسته افغان، «امينالله پيرزاد هروي»، خوشنويس آستان قدس رضوي و خالق آثار «مرقع رضوي» و «مرقع زيور آسمانها» است.
به گزارش اخبار مهاجرین از فارس، پيرزاد هروي فرزند «ميرزا حبيب الله خوشنويس» در سال 1320 خورشيدي در شهر «هرات» به دنيا آمد. وي در سن هفت سالگي وارد مكتب شد و همزمان با آموختن علم، در مغازه عطاري پدرش نيز كار ميكرد و در 14 سالگي پدرش او را به «استاد عطار» سپرد تا هنر خوشنويسي را به وي بياموزد.
پيرزاد نوجوان در محضر استاد محمدعلي عطارهروي زانو زد و از وي سرمشق ميگرفت و تمرين ميكرد. پيرزاد در محضر استاد آخوند عطار نه تنها هنر خوشنويسي را فرا گرفت، بلكه تواضع و اخلاق را نيز از استاد خود آموخت. شاگردي در نزد استاد عطار از نظر اجتماعي در روحيه پيرزاد نقش بسزايي داشت، زيرا علاوه بر مشتريان معمولي، بزرگاني هم به مغازه استاد عطار رفتو آمد داشتند.
پيرزاد پس از شاگردي در نزد عطارهروي، به شدت تحت تاثير اين هنر اسلامي قرار گرفت و آن گونه كه وي در گفتوگويي در سال 1373 با مجله «حبل الله» بيان كرده است، در سن 14 سالگي به هنر خوشنويسي علاقمند شده و به شدت تحت تاثير اين هنر اسلامي قرار گرفته است.
الحمراء يا كاخ سرخ، قصر و قلعهاي باستاني است كه محل اقامت خلفاي مسلمان شهر غرناطه (گرانادا) در جنوب اسپانيا بوده است. اين محوطه تاريخي به همراه دو محوطه تاريخي ديگر جنراليف و آلبسين كه در مجاورت آن قرار دارند، از سال 1984 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است. الحمراء بر فراز تپهاي به وسعت 740 در 205 متر واقع در جنوب شرقي شهر غرناطه ساخته شده و ديوار دفاعي مستحكمي با سيزده برج حول آن كشيده شده است. رودخانه درو كه از تنگهاي عميق ميگذرد، اين تپه را به دو نيم تقسيم و الحمرا را از آلبسين جدا ميكند. در مورد وجه تسميه الحمراء روايات بسياري وجود دارد. بر اساس معتبرترين روايت، الحمراء به خاطر رنگ سرخ ديوارهاي خارجياش كه از آجر و خشتهاي خشك شده در آفتاب ساخته شدهاند، به اين نام مشهور شده است. بر اساس روايت ديگري، الحمراء به خاطر لهيب سرخ مشعلهايي كه عمليات شبها ساختماني اين كاخ براي سالها در نورشان انجام ميشد، به اين نام خوانده ميشود. گروهي نيز عقيده دارند كه نام الحمراء از نام خليفه مؤسس آن، محمد ابن الاحمر (مشهور به محمد دوم) گرفته شده است. اما آن چه مسلم است، اين مجموعه تاريخي بين سالهاي 1248 تا 1354 ميلادي و در دوران حكومت الاحمر و خلفاي جانشين او ساخته شده است. تزئينات داخلي مجلل الحمراء به سبكهاي عربي و اسليمي را از ميان خلفاي مسلمان، به يوسف اول، محمد پنجم، اسماعيل اول و ... نسبت ميدهند، اما نام هيچ يك از هنرمندان و صنعتگراني كه در ساخت اين قصر نقش داشتهاند با قطعيت مشخص نشده است. طرحهاي اسليمي و گل و بته، سنگ نوشتههايي به زبان عربي، طرحهاي هندسي و كاشيهاي رنگي، از جمله مهمترين تزئينات به كار رفته در بخشهاي مختلف الحمراء هستند.
محمدحسینمحمدی نویسنده، شاعر، فیلم نامه نویس، کارگردان و داستان نویس افغانی درتابستان سال 1354 در شهر مزارشریف چشم به جهان گشود.
از سال1361 به ایران مهاجرت کرد و در مشهد اقامت گزید. در همین شهر درس خواند و دیپلم علوم تجربی گرفت. پس از این به زادگاهش بازگشت و به تحصیل پزشکی در دانشکده بوعلی سینا سرگرم شد. یک سال از دانشجویی او گذشته بود که طالبان به قدرت رسیدند و اوباز به ایران آمد.
در ایرانبه خیاطی روی آورد و از این راه به گذران زندگی پرداخت. اما در کنار چرخ خیاطی،بازهم داستان نوشت و در نشریات مهاجرین و افغانستان به چاپ رساند.
وی دربهمن 1379 در دانشکده صدا و سیما پذیرفته شد و رشته کارگردانی برنامه سازی تلویزیونرا دنبال کرد.
در ادبیاتداستانی امروز افغانستان، محمدحسین محمدی، نامی آشنا است.
او چندینجایزه برای داستان های کوتاهش به دست آورده است. به جز این، جایزه هوشنگ گلشیریبرای کتاب انجیرهای سرخ مزار و جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات برای رمان از یادرفتن از دیگر جوایز این نویسنده افغان است.
افغانستان که در قلب آسیا موقعیت دارد، کشوریست کوهستانی، محاط به خشکي، باستانی و با سابقه طولانی و قدیم، که از قرون اولیه تا قرن پنجم میلادی با داشتن وسعت و پهنای زیاد به نام آریانا مشهور بود که پس از حمله و لشکر کشی اسکندر مقدونی در سال 330 به یک دولت باختری مبدل گردید و پس از فتوحات اسلامی در قرون هفدهم و هجدهم میلادی به نام خراسان مشهور شد، که پس از آن امپراتوریهاي بزرگی همچون غزنویان، غوریان، تیموریان و... تشکیل گردید، که سلسله فتوحات آن از طرف شرق تا دریای سند و از جانب غرب تا مشهد و از طرف شمال تا دریای آمو و از طرف غرب تا بلوچستان گسترش یافت و از نیمه قرن هجده به بعد سرزمین که امروز افغانستان نامیده ميشود کانون دولتی بود که آن زمان حیثیت حلقه مرکزی میان مدنیتهاي شرق و غرب را داشت سبب آن گردید، که افکار مذهبی و فلسفی زیادی به این سرزمین راه پیدا نماید و بعد از تکامل و پخته گی به جاهای دیگر دنیا پخش گردد. همین موقعیت حساس جغرافیایی و سوابق تاریخی آن همواره سبب میگردید تا این کشور مورد هجوم، تجاوز و تاخت و تاز جهان کشایان، امپراطوران، استعمار گران و فاتحان بزرگ چون اسکندر مقدونی، کوروش کبیر، چنگیز، تیمور، مغول و دیگران قرار بگیرد.
شخصیتها و نمادها در سطح دینی، ملی و بین المللی مشعلهای فروزان انسانیتاند که متعلق به همه انسانها و در همه زمانها و مکانها هستند. بنابراین، ضرورت دارد که شخصیتها به دور از افراط و تفریط و شخصیتسازی کاذبانه، آن طوری که هستند به نسلهای امروز و فردای افغانستان و جهان بشریت معرفی شوند. میر علی اصغر شعاع یکی از دانشمندان متدینِ روشنفکر از زمره ی نویسندگان توانمند و از سخنوران معروف دوران معاصر افغانستان است. در سال ۱۲۸۸ هـ . ش در یکی از خانوادههای علمی و مذهبی در محله چند اول کابل پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش میر علی اکبر معروف به میر آقا از علمای معروف شیعه در آن زمان بود. علوم متداول حوزوی صرف و نحو، منطق و بیان را از پدر بزرگوارش آموخت و به زبانهای، عربی، انگلیسی، پشتو به سطح عالی تسلط داشت. زبان عربی را از معلم مصری بنام(زیدان بدران) و زبان انگلیسی را از شخصی بنام (علی اختر هندی) آموخت.
شاید برای شما تکراری باشد و این مطلب را مدتها پیش خوانده باشید ولی بنظرم هستند کسانی امثال بنده که این موضوع را نمیدانند وصد البته همانقدر که برای من جالب بود برای آنها نیز باید جالب باشد !
این دو شخصیت کسانی نیستند جز استاد شهید مرتضی مطهری و استاد جلال الدین فارسی !
سازمان نصر افغانستان در تابستان سال 1358 در ابتدا بهنام «گروه نصر» با انتشار اعلامیهای در شهر قم اعلام موجوديت كرد. گروه نصر توسط آقايان سيدحسين حسيني درهی صوفی، ضامنعلي واحدي، عبدالعلي مزاري، ميرحسين صادقي ترکمنی (پرواني)، قربانعلي عرفاني، یوسف واعظی، عبدالحسین اخلاقی، خادمحسین ناطقی و عزیزالله شفق تأسیس شد.
اين گروه در حقيقت از به هم پيوستن سه حلقهي سياسي تشكيل شد: يكي حلقهي متهم و مشهور به قومگرايی (مغول پارت) در كابل كه بعداً آن را «حزب حسيني» نامیدند و افراد شاخص آن را شيخ صادقي ترکمنی (پرواني)، عزيزالله شفق، محمدكريم خليلي، سیدعباس حکیمی و ... تشكيل ميدادند؛ ديگري حلقهي مقيم نجف اشرف كه در قالب دستهی سینهزنی بهنام «شباب الهزاره» ظهور کرده بود و فرد شاخص آن حجتالاسلام آقاي شيخ قربانعلي عرفاني يكاولنگي، بهشمار ميرفت، و حلقهي سومي شامل طلاب علوم ديني مقيم ايران و سوريه ميشد. حلقهی مقیم سوریه تحت عنوان «روحانيت مبارز» فعالیت میکرد. طلاب مقیم ایران و سوریه نيز دو دسته بودند، يك دستهي آنها از قبل با مغوليستهاي كابل و كويته ارتباط داشتند كه شيخ ضامنعلي واحدي و شيخ اسحاق رضايي از جملهي آنها بودند. دستهي دومي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در مشهد مقدس، گروهي را بهنام «گروه مستضعفين» تشكيل داد متشکل از آقایان امانالله موحدی، محمد ناطقی عینک، سید عبدالحمید سجادی لعلی، مصطفی اعتمادی، مهدوی اصغری سنگتخت و استاد صابری لعل بود که حدود دوماه بعد از تأسیس گروه نصر با این گروه متحد شده و «سازمان نصر افغانستان» را تأسیس کردند.
تولد سيد جمال الدين، چنانکه محمد مخزومی از خودش نقل میکند در 1254ه.ق. است.[1] و اين نقل را ديگر سيره نويسان سيد نيز تأييد کردهاند، شيخ محمد عبده شاگرد و دوست وفادار سيد، در اين باره میگويد: سيد جمال الدين در 1254ه.ق. 1839م. در شهر اسد آباد مركز ولايت«کنر» در شرق افغانستان زاده شد، در هشت سالگی فراگيری علوم را شروع کرد و در اندک زمان به جهت هوش و استعداد سرشار توانست به بالاترين درجات علمی در علوم مختلف، مانند نحو و صرف، معانی و بيان، تاريخ، تفسير، حديث، فقه و اصول فقه، کلام،عرفان، منطق، حکمت عملی و نظری و ... ، برسد.[2]
پس از پايان تحصيل اولين سفر سيد آغاز میشود، اين سفر به هند صورت میگيرد، سيد در هندوستان با دانشهای جديد اروپايی آشنا میشود، سيد بعد از اقامت مدتی در هند برای انجام مناسک حج راهی حجاز میشود و سپس به افغانستان باز میگردد.[3] او در افغانستان به دربار امير دوست محمد خان میپيوندد، اين دوره از حيات سيد حدود ده سال طول میکشد.
شیخ الرئیس. حجته الحق. ریس العقلا. شرف الملک ابوعلی سینا (حسین پسر عبدالله حسن پسر علی پسر سینا)
در دنیای امروز کمتر ملتی است که به مفاخر گذشته خود توجه نکند زیرا یکی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی. علمی.فرهنگی.ادبی .سیاسی.اجتماعی و ملی انهاست که این گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سیر زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل برای اینده گان خود به میراث گذ اشته اند که باید انرا گرامی و عزیز داشت و انرا بارور ساخت.
شیخ الرئیس نواسه علی سینا، معروف به ابن سینا. به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری(مطا بق 980 میلادی ) از پدر بلخیایی بنام عبدالله (از سبب وزیر مالیه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مرکز ماورالنهر و خراسان آن زمان انتقال نموده بود) و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه افشنه از توابع بلخ طفلی چشم به جهان گشودکه نامش را حسین گذاشتند.
شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني از شخصيت هاي بزرگ و بي بديل جهان اسلام و تشيع بود و خدمات بزرگي در راه نشر معارف اهلبيت(ع) انجام دادند. وي از نوابغ و نوادر عصر خويش شمار ميرفت.
تولد
شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني فرزند ملا حسين واعظ اهل ولايت هرات در سال 1255ق. در مشهد ديده به جهان گشود. پدرش، ملا حسين هراتى علاوه بر تبليغ به تجارت ابريشم نيز مشغول بود. ملا حسين، روحانى وارسته اى بود كه براى گذران زندگى، هماره در بين راه هرات و مشهد، در رفت و آمد بود. وى در سفرهاى تبليغى اش مردم را با احكام اسلامى آشنا مى ساخت. در يكى از همين سفرها، در كاشان ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج چهار پسر به نامهاى نصرالله، محمدرضا، غلامرضا و محمد كاظم (آخوند خراسانى) بود. سرانجام مهر پيشواى هشتم او را به مشهد كشاند تا براى هميشه در شهر شهادت ساكن شود.
عالم و عــارف مشهور کشــــور شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری ره در سال 396 هجری قمری در کهندژ شهر تاریخی هرات تولد گردید. پدرش ابو منصور محمد که درزمان خود یکی از عالمان و پزهیزگاران و حافظ قرآن وقت بود از راه کار دکانداری امرار معاش می نمود.
خواجه عبدالله انصاری که از آوان خرد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود. تا ده سالــــگی تحت رهنمایی پدر خـــــود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت . زمانی که پدرش کسب و کــار را فرو گذاشت و راهی بلخ گردید و در آنجا سکونت اختیار نمود، خواجه عبدالله بدون سرپرست باقی ماند. اما دوستان پدر وی که از علما عرفا و متصوفین بزرگ بودند اهتمام تعلیم و تربیت او را به عهده گرفته از وی مراقبت می نمودند از این جمله یحیی بن اعمار شیبانی مشهور به خواجه غلتان ولی و شیخ ابو اسمیعل و محمد بن حمزه به صورت اخص قابل تذکر اند.
ابونصر فارابی بزرگ ترين فيلسوف دوره اسلامی است. وی در شهر فارياب متولد شد. پدرش از سران سپاه مرزنشين بود. در جوانی طی سفری طولانی و پر رنج به بغداد رفت و نزد استادان بزرگ زمان، به تحصيل منطق و فلسفه يونان پرداخت. پس از اندک زمان، وی که به زبان های فارسی، ترکی، عربی، سريانی و يونانی تسلط کامل داشت، در فهم فلسفه يونان به پايه ای رسيد که او را معلم دوم خواندند. معلم اول ارسطوست و پس از ابونصر ديگر هيچ کس را معلم نگفته اند. فارابی در راه کسب دانش سختی بسيار تحمل کرد. شب ها در نور چراغ پاسبانان شهر کتاب می خواند و اغلب تا صبح بيدار می ماند. زندگی محدود و محقر او به خوابيدن کنار رودخانه ها و باغ ها گذشت. در همان وضع به نوشتن و خواندن روز می گذراند و شاگردان بسيار خويش را نيز همان جا تعليم می داد. اين محروميت های مادی، اگرچه بيشتر در سال های جوانی بر او تحميل شد اما پس از آن نيز وی با همه دانش و شهرت خويش، هم چنان ساده می زيست. نوشته اند که از سيف الدوله همدانی فاتح دمشق نيز، که او را گرامی می داشت، هر روز بيش از چهار درم که مبلغی بسيار ناچيز بود نمی پذيرفت.
افغانستان بصورت رسمی وبه عنوان نام یک کشور اسم تازه ای میباشد که به بخشی مهمی از سرزمین آریانای کهن وخراسان بعد از اسلام در حدود دو وسه قرن اخیر نهاده شده است. هرچند که قبل بر آن واژه ی افغان نه به سرزمین وکشور مستقل، بلکه به برخی عشایر وقبایل پشتون یکی ازاقوام کهن آریایی وقدیم خراسان زمین اطلاق می شد. اما بعداً بويژه پس از فروپاشی وتجزیۀ کشور وسیع خراسان یا همان آریانای کهن ودردورۀ سلطنت شاهان ابدالی کلمۀ افغان نخست از قبیله ی خاص پشتون به قبایل مختلف قوم پشتون وسپس به اقوام مختلف ساکن در محدودۀ کشورما نهاده شد. به قول میرغلام محمد غبار مؤرخ شهیر کشور:« بالآخره اسم افغان وافغانستان بمیان آمده وبه مرور قرون ازقبیله به قبایل وطوایف انتقال وبه تدریج ازنشیب های جبال سلیمان به تمام صفحات جنوب هندو کش تا دریای سند منتقل ودرنهایت به تمام ملت ومملکت خراسان قرون وسطی اطلاق گردید وامروز جانشین آریانای قدیم به شمار میرود. »
البته واژۀ افغان بسیار قدیم ترازاسم افغانستان که بعد از پادشاهی احمدشاه ابدالی وبه خصوص در دوران زمام داری بازماندگان او جانشین نام خراسان واسم رسمی مملکت ما شد وجود داشته است. عبدالحی حبیبی مؤرخ معاصر کشورکاربرد تاریخی واژه ی افغان را یک هزار وهفتصد سال قبل وانمود میدارد.
کمال الدین بهزاد در حدود سال 1455 م در شهر هرات باستان چشم به جهان گشود وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند ـ در اندک وقت در صورتگری و نقاشی مهارت تمام پیدا می کند ـ در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال 1507 م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول می شود و در سال 1487م کتابدار آن می گردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی میرسد ـ در سال 1512م اسمیعل صفوی هرات را تصرف می نماید و درسال 1520 م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود می برد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد میدهد در سال 1524 م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت می نشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز میگردد
فیض محمد فرزند سعید محمد و نواسه خــدا داد . در یک خانواده دهقان در دهکده زرد سنگ ولسوالی قره باغ ولایت غزنی در سال ( 1279 ق ) به دنیا آمد.
علوم متداوله را در زاد گاهش نزد علما و فضلا محل و مسا جد قریه ا ش فرا گرفته و پس از حا د ثه خا نه جنگی د ر قره باغ رهسپار ولایت قندهارگردیده و در آن شهر به تحصیل پردا خت در سال ( 1305 ) دو باره به وطن بازگشت و تا سال ( 1310 ) بــه اکتساب علوم و دانش مصروف شد . بدین ترتیب کاتب در غزنی، قندهار، لاهور وکابل به تحصیل پرداخته بود و به علوم مختلف دسترسی پیدا کـــــــــرده بود. کاتب بزبانهای دری، پشتو، عربی، اردو و انگلیسی روان صحبت میکرد.
کــاتب فاضل، ادیب، شخصیت روشنفکر و از جمله مشروطه خواهان اول بود که مدتی را در زندان (شیرپور) کابل به جرم روشنفکری و روشن نگری گذرانده بود، اما به اثر شناختی که حبیب الله خـان از زمان شهزادگی باوی داشت از حبس رها گردید.
کاتب در سال ( 1320 ق ) توسط ا ستادش ملا محمد سرور اسحاق زا ئ که مشاور و نویسنده خـــاص دفتر سردار نصر الله خان بود به صفت تاریخ نویس به دربار امیر حبیب الله خان - ا ستخد ام شد برای این منظور اسناد دربار و مدارک تاریخی قابل دسترس و کتابهای لازم را در ا ختیار وی گذاشتند.
حکیم ناصر خسرو قبادانی بلخی در سال 394 ق در محله قبادیان بلخ چشم به جهان گشود. نخستین تحصیلات خویشرا در زادگاهش به پایان رساند و به کسب علوم طب، موسیقی ، ریاضیات، نجوم و فلسفه با سفر های از نزد علما و دانشمندان عصر خود نیز پرداخت.
ناصر خسرو در سن 28 سالگی به سرودن شعر آغاز کرد و دارای دو دیوان یکی بزبان دری و دیگری به زبان عربی می باشد . ناصر خسرو در دربار سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود راه یافت که از احترام و عزت و مشاغل مهمی در دربار آنان بر خوردار بود ـ
اشعار ناصر خسرو حاوی مطالب و مضامین ستیزنده و پرخاشگر علیه مظالم، روحانیون دنیا پرست و تاریک اندیش و شاهان و سروران استثمار گر و مفت خور است که دهقانان و کارگران و کاسبانرا در ده و شهر مورد استمار قرار میدادند مشاهده این وضع بر روح حساس وی تاثیر نمود و بدین اساس از دربار و جاه و جلال قطع رابطه نمود به روحانیون روی آورد که متسفانه از معاشرت و صحبت با آنها خیلی در رنج و عذاب میشد. چه وی ازین نزدیکی با آنان در میابد که آنان مشتی فاقد از منطق سلیم و سالوس و متعصب، کوتاه نظر و از پادشاهان و انیران و خواجگان بدتر.
ابوالمجد مجدود بن آدم موسوم به سنائي غزنوي از شعراي معروف قرون پنجم وششم هجري در سال 473 ه.ق در شهر غزنين به دنيا آمد. وي در آغاز جواني شاعري درباري و مداح مسعود بن ابراهيم غزنوي و بهرام شاه بن مسعود بود، ولي پس از سفر به خراسان و اقامت چند ساله در اين ولايت و ملاقات با مشايخ تصوف تغييري اساسي در روحيات و اخلاقيات او ايجاد شد و در نهايت به زهد و انزوا و تأمل در حقايق عرفاني روي آورد. از اين زمان شخصيت حقيقي اين شاعر بزرگ آشكار گشت و به سرودن قصائد معروف خود در زهد و عرفان و وعظ و ايجاد منظومه هاي مشهور پرداخت. سنائي در طريقت و سير و سلوك مريد شيخ ابو يوسف يعقوب همداني بود و مولانا جلال الدين رومي با وجود كمال فضل ،خود را از متابعان و پيروان او دانسته است.وي يكي از بزرگترين شاعران ادب پارسی دری و معروف ترين شاعر صوفي و بنيانگذار اين فن بشمارمي رود كه در سبك شعر پارسي و ايجاد تنوع و تجدد در آن نقش بسزائي ايفا نموده است.سنائي پس از بازگشت از سفر مكه مدتي در بلخ بسر برد واز آنجا به سرخس و مرو و نيشابور رفت. وي در هر مكان مدتي به سير و سلوك و عرفان پرداخت و سرانجام درغزنين در سال 545 ه.ق درگذشت.
مولانا ابولمعانی عبدالقادر متخلص به بیدل، شاعر، عارف و صوفي نامدار نیمه دوم سده یازدهم و نیمه نخست سده دوازدهم به احتمال قریب به یقین به سال 1054 هجری در خواجه رواش، اهالی کابل، زاده شد و 79 سال بعد در هند در گذشته. بقول استاد سید محمد داوود حسینی، بیدل از قریه خواجه رواش که بنام محله جغتایی ها، یعنی اقوام بیدل، معروف است زاده شده و بعد از در گذر آن مرد صوفی در هند، بقایای او را بکابل آورده اند.
بیدل از یک عایله سلحشور و سرباز بدنیا آمده است و نیز لقب میرزایی صبغه امیری و شاهزادگی دارد. عموش میرزا قلندر سپاهی دلیر و سلحشور بوده و ورزش را بشدت دوست داشته و هم بعرفان و تصوف میل طبیعی می پرورده . خالوی ،بیدل میرزا ظریف" عالم بزرگ بوده و بیدل شخصاً طوریکه میگویند مرد تنومندی بوده و شاید خیلی قوی و حتی که میگویند عصای آهنین او را که خویش . نوالس. نام گذاشته بوده دو نیم سیر(وزن کابل) وزن داشته و خودش هم غذای زیاد صرف میکرد.
سخن از نقاشی، تذهیب و خوشنویسی در دوره تیموریان هرات است. مکتب هرات هرچند به باور برخی از محققین دیگر هنرها را نیز شامل می شود اما برجسته ترین شاخصه های آن بی گمان نقاشی تذهیب و نگارگری اند. این آثار منتقدین و هنردوستان را همیشه دچار حیرت کرده است.
توفیق سبحانی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی در باره نخستین دیدار خود از آثار هنری در هرات چنین حکایت میکند: "من یک روز جمعه به مسجد جامع هرات رفتم؛ با دیدن این مسجد کاملا شگفتزده شدم. آن طاقها هر کدام یک مینیاتور است، یک نقاشی است. آن آرامگاههایی که دور و بر بارگاه خواجه عبدالله انصاری در هرات است، هر کدام و هر میلی متر آن یک اثر هنری است. من کتابهایی را فهرست کرده ام که سرلوحه مذهب داشته اند. اکثر این ها در هرات تهیه شده اند
در مطالب مندرج در سایت دیپلماسی ایرانی روز 23/1/90 به نقل از آقای ایزد یار نایب رئیس سنای افغانستان در خصوص رودخانه هیرمند و در رابطه با ایران مطالبی آمده است که قابل تامل است. ایزدیار در این خصوص اعلام کرد که" افغانستان از ناحیه ضایعات آبی از طریق مرزهایش سالانه 75 میلیارد دلار متضرر میشود. وی افزود: دستهایی در داخل و خارج کشور وجود دارد که نمیگذارند بندهای بزرگ برای کنترل آبهای کشور ساخته شود و دولت نیز در این مورد استراتژی خاصی ندارد. مقامهای وزارت انرژی و آب افغانستان تایید کردهاند که به دلیل حل نشدن مشکلهای آبی با کشورهای همسایه، جامعه جهانی آماده سرمایهگذاری در پروژههای ذخیرههای آبی و تولید برق نیست. همچنین به گفته برخی منابع، مقامهای هندی نیز ایجاد تاخیر در احداث و راه اندازی بند سلما را پذیرفته اند. افغانستان طی دهههای گذشته در زمینه استفاده از آب رودخانهها با ایران مشکل داشت. پس از قرارداد سال 1352 با ایران، به این کشور اجازه داده شد که سالانه بخشی از آب رودخانههای افغانستان را استفاده کند. اما مسئولان مرزی افغانستان میگویند درحال حاضر آب هیرمند کاهش یافته ولی ایران مطابق قرارداد گذشته از آبهای افغانستان استفاده میکند که این مساله زمینهای زراعتی افغانستان را با کمبود آب مواجه ساخته است".
به گزارش اخبار مهاجرین از خبرگزاري فارس: «شير دره پنجشير» عنوان شماره جديد مجله شاهد ياران است كه با موضوع معرفي ابعاد زندگي مبارزات شهيد «احمد شاه مسعود» قهرمان ملي افغانستان به چاپ رسيده است.
به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، «شير دره پنجشير» زيبندهترين نام «احمد شاه مسعود» قهرمان ملي افغانستان است كه دشمنان پيش از دوستان، او را با اين نام توصيف كردهاند. وقتي همه نيروهاي وابسته به احزاب و جناحهاي مختلف افغانستان از مقابل پيشروي طالبان به سمت كابل در مهر سال 1376 گريختند يا تسليم شدند، تنها پرچم مقاومتي كه در ولايات بدخشان برافراشته ماند، پرچم مسعود بود و مقاومت زير پرچم او همچنان ادامه يافت.
به گزارش اخبار مهاجرین : دمیتری میدویدیف رئیس جمهور روسیه به مناسبت 50 مین سالروز پرواز یوری گاگارین به فضاء با فرمان خود گروپ بزرگ فضانوردان و ستاره شناسان خارجی را به خاطر خدمات در عرصه فضانوردی سرنشین دار و توسعه همکاری بین المللی با مدال های " به پاس خدمات در امر تسخیر فضاء" تقدیر نمود. در جمله تقدیرشدگان عبدالاحد مومند فضانورد جمهوری اسلامی افغانستان نیز شامل بود.
عبدالاحد مومند پرواز خود را به فضاء از تاریخ 29 اگست سال 1988 تا 7 سپتمبر همان سال در سفینه "سایوز" و ستیشن "میر" به صفت فضانورد محقق انجام داد. پرواز او 8 شبانه روز 20 ساعت و 26 دقیقه طول کشید.
«جلالالدین فارسی»نویسنده، مبارز سیاسی و متفکر انقلابی، در سال 1312 در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. پدر وی در اواخر دورهي قاجاریه با بخشی از خانوادهي خود از هرات به مشهد مهاجرت کرده بود. وی در زادگاه خود در یک مکتبخانه شخصی متعلق به یکی از خویشاوندانش به تحصیل پرداخت و پس از مدتی به مکتب «اسلام» رفت و در آن جا بود که با «علی شریعتی» که بعدها به نویسنده، جامعهشناس، تاریخشناس و پژوهشگر دینی مشهوری در ایران بدل گشت به عنوان همکلاس و با استاد «محمد تقی شریعتی»، روشنفکر مذهبی و فعال سیاسی و مذهبی و پدر دکتر علی شریعتی به عنوان ناظم مدرسه آشنا شد.
یکی از روحانیون محترم که توسط دژخیمان تربیت شده "مسکو" به زندان افتاد
ایت الله سیدمحمدحسین معصومی
است که وی را در 28 حوت (اسفند ماه) 1357 ش دستگیر نمودند .
به این مقدار اکتفا نکردند و چند ماه بعد پسرشان مهندس سید عبدالرشید معصومی و دو برادر زاده ایشان سید محمد محفوظ معصومی(دانشجوی دانشکده داروسازی) و سید محمد موسی معصومی(دانشجوی دانشکده مهندسی) را که از دانشجویان مسلمان مبارز و متعهد دانشگاه کابل بودند را نیز دستگیر و زندانی نمودند .
برادر ایشان آقای سید میرزاحسین معصومی معروف به "حاجی کاکا" را نیز به جرم همکاری با مجاهدین درسال 1365 زندانی نمودند و سید محترم را که حدود 60 سال عمر داشت مدت ها زیردر شدیدترین شکنجه ها و شوک ها و ... قرار دادند تا به همکاری خود با مجاهدین اعتراف نماید و کسانی را که در کابل با مجاهدین رابطه دارند و یا کمک مالی می نمایند را معرفی کند – که وقتی با مقاومت آقای سید مبرزاحسین معصومی مواجه شدند وی را به چند سال زندان محکوم کردند که بعد بر اثر بیماری ناشی از شکنجه و اذیت و ... در زندان درگذشت و به کاروان شهداء پیوست .
حضور هزاران تن از شهروندان هرات در تجلیل از قیام جان برکفان 24 حوت 1357 خاطرات آن دوران را بار دیگر زنده نمود.
در مراسمی که امروز سه شنبه (24حوت) به مناسبت شهادت بیش بیست هزار انسان بیگناه در قیام مردمی سال 1357 مردم هرات از سوی نهادهای مردمی و شورای ولایتی هرات برگزار شد، شماری از سران مجاهدین، مقامات بلند رتبه دولتی، خانواده های شهدا و هزاران تن از مردم در مزار شهدای گمنام هرات شرکت کردند.
اطلاعیه محفل گرامیداشت از شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید بابه مزاری در شهر لیدز انگلستان
انجمن فرهنگی آینده سازان بریتانیا، از شانزدهمین سالروز شهادت رهبر عدالتخواه استاد مزاری بزرگ، تجلیل به عمل می آورد. از شما عزیزان خواهشمندیم تا در این محفل تشریف آورده، همه با هم با راه و آرمانهای والای رهبر شهید بابه مزاری تجدید میثاق نماییم.
محل برگزاری: Ramgarhia Sikh Sports & Leisure Centre 10 Chapeltown Rd Leeds LS7 3AP
رهبر مرثیه ی آرمانی است که قداست های تاریخ را در بعد زمانش تمثیل می کند، رهبر پاسدارفرهنگ برابری برای یک ملت است تا حقوق محروم ترین انسان جامعه اش را دراولیت خواسته های خویش قرار دهد.
رهبرالگوی باوراست برای انسانی که قدسیت آرمانش طلسم بی عدالتی را میشکند.
شهید استاد مزاری (ره) رهبریست که با خونش پیام چگونه زیستن و چگونه بودن را در صمیمی ترین باور برای ملت افغانستان رجعت داد. اینک در آستانه ی شانزدهمین سالروز شهادت آن ابرمرد قرن قرار داریم.
به همین مناسبت ضمن گرامیداشت از چگونگی روند مبارزاتی این شهید بزرگوار تاریخ و عدالت خواه کشور, محفلی در شهر مونشن آلمان برگذار می گردد.
از همه عزیزان، متفکرین و دانشمندان کشور دعوت میگردد تا با حضور خویش زینت بخش این محفل گردند.
زمان: یکشنبه تاریخ 13 مارچ 2011 از ساعت 13:00 به بعد به وقت مونشن.
سخنرانان: آقای حجت الاسلام آقای صادقی زاده (نماینده آیت الله محقق کابلی در اروپا, کانادا و امریکا).
ویژه نامه پرچمدار نهضت اسلامی در افغانستان علامه شهید سید اسماعیل بلخی(ره)
ما جان به فنا دادیم تا زنده شما باشیدبر خاک مزار ما دایم به دعا باشید
چون شمع وجود ما قربان شما گردیدروشن گر شمع ما شاید که شما باشید
شاهد یاران عنوان نشریه ی است که به بازخوانی پرونده و معرفی چهره های برجسته انقلابی و جهادی ایران و کشورهای اسلامی می پردازد. چند شماره پیشین این نشریه اختصاص داشت به بررسی ابعاد شخصیتی و جهادی رهبر شهید عبد العلی مزاری از افغانستان. اینک این (شماره 64اسفند ماه 89) اختصاص داده شده به پرچمدار نهضت اسلامی در افغانستان علامه شهید سید اسماعیل بلخی ره ....ادامه
(( شهيد بلخي، از معماران انديشۀ نوين سياسي و بنيانگذار ادبيات انقلابي نسل نوخاسته اي بود که در تب و تاب مشروطيت و بحبوحه ظهور دموکراسي در افغانستان، سر برداشته و به فضايي وارد شده بودند که نظام مسلط برآن، به ظاهر از آزادي ملي و شکست داربست هاي قبيلوي سخن مي گفت و مدعي تمثيل حضور و ظهور اقوام و افکار مختلف، درعرصه هاي سياست و اجتماع کشور بود.
شعاع شخصيت شهيد بلخي، هرگز در بعد شعر و ادب تنها نمي گنجد؛ بلکه ابعاد وسيع ديني، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و ملي شخصيتش، برجسته تر از بعد ادبي وى درخشش دارد و در مجموع از او انسان ممتاز و متفاوتي از ديگران، ارائه ميدهد؛ مجموعه سخنراني ها و فعاليت هاي اجتماعي وسيع و منيعش در داخل و خارج کشور و سير و سفر در ولايات مختلف براي تنوير افکار بسته و به بندکشيد شدۀ جامعه، در شرايطي آنچنان خطير و خفقاني، نشانگر عظمت و هويتى است که جز او هيچ عالم ديني و شخصيت سياسي اجتماعي ديگر، بدان دست نيافته و در رکاب او هم نرسيده است.
شيخ محمد امامي هروي، خوشنويس و كاتب قرن نهم هجري قمري است. از تاريخ تولد و چگونگي زندگياش اطلاعي نداريم، فقط ميدانيم تا 899 ق، يعني تاريخ كتابت هفت اورنگ، زنده بوده است. ظاهراً، در دربار سلطان يعقوب و رستم آق قوينلو به كتابت مشغول بوده و به همين سبب «يعقوبي» و «رستمي» رقم ميكرده است.وي همعصر سلطان علي مشهدي بود و خط نستعليق را به مراتب از او خوشتر نوشته است. از آثارش پيداست كه از زبر دستترين كاتبان خوشنويس زمان خود بوده است، ولي چنانكه بايد شهرت نيافته است. هيچ يك از كاتبان و خوشنويسان مشهور همعصر و پيش از وي، از جمله اظهر و جعفر بايسنقري و سلطان علي مشهدي، در خوشنويسي از وي برتر نبودند؛ اما در تذكرهها و تاريخها از خوشنويسي او به خط نستعليق ياد نشده است. از مشق و بويژه كتابت امامي هروي آثار متعددي برجاي مانده كه همگي نشانه چيرهدستي او در خط نستعليق و بعضي از اقلام ديگر، مانند نسخ و رقاع و تعليق، است. برخي آثار او بدين قرارند: نسخهاي از انيس العاشقين به قلم نستعليق، با تاريخ 887 ق، كه رقم «علييدالعبدالفقيرالمحتاج اليالملك الصمد شيخ محمد الامامي» دارد. اين اثر، كه در كتابخانه كاخ موزه گلستان تهران محفوظ است، يك نسخه هفت اورنگ جامي، با رقم و تاريخ «كتبه العبد الفقيرالحقير شيخ محمد بن شيخ احمد الهروي، في تاريخ سنه تسمه و تسعين و ثمانمائه»، محفوظ در كتابخانه دانشگاه استانبول. يك نسخه مثنوي اشترنامه، به تاريخ ذيالقعده 821 و رقم «بر دست اضعف عباد الملك الصمد شيخ محمد بن احسنالله احواله». بنابرتاريخ اين نسخه، در مورد تعلق اين اثر به شيخ محمد امامي ترديد است. ٭ به نقل از كتاب <تقويم تاريخ، فرهنگ و تمدن اسلام و ايران>
سید جمال الدین آغازگر جنبش اصلاح دینی نهضت اصلاح دینی و بیدارسازی اسلامی از حدود نیمهی قرن سیزدهم هجری در جهان اسلام زاده شد. حوزهی جغرافیایی این نهضت، افغانستان، شبه قاره هند، ایران، تركیه، سوریه، لبنان، مصر و شمال آفریقا را در بر میگرفت. روح و جانمایهی این نهضت اصلاحی و شعار اصلی آن بازگشت به اسلام نخستین، زدایش پیرایهها از ساحت این دیانت آسمانی بود. سید جمال الدین افغانی بیگمان عناندار و سلسله جنبان این نهضت بود. او بیدارسازی اسلامی را گسترهی وسیعی از جهان اسلام را پی گرفت، دردهای جوامع اسلامی را به روشنی و شفافیت بازگو كرد و برای درمان آن دردها و آفتها راهكارهایی ارایه داشت. نهضت سید جمال دو سویه داشت، سویی به اصلاح فكر و اندیشهی دینی مسلمانان نظر داشت كه از منظر وی آسیب دیده بود. و سوی دیگر به نظام اجتماعی و سیاسی كشورهای اسلامی می نگریست. آسیبها و دردهایی كه سید جمال برای امت و جامعهی مسلمانان شناسایی كرده بود عبارت بود از:
عطار هروی، تنها خوشنویسی بود که توانایی کتابت بیش از چهل نوع خط را داشت
استاد عطار هروی، فرزند محمد اسماعیل در سال ۱۳۲۸ هجری قمری در شهر کهنه هرات در محله خواجه عبدالله مصری به دنیا آمد.
نیاکان او همگی از عالمان دینی روزگار خود بودند، اما پدرش منبر را ترک کرد و به پیشه عطاری و خوشنویسی روی آورد و فرزند خود محمدعلی را نیز در این رشته پرورش داد.
عطارهروی آموزش های ابتدایی را در مکتب های سنتی هرات فرا گرفت و سپس نزد پدرش در عطاری به آموزش خوشنویسی پرداخت.
آنگونه که خود وی حکایت کرده، اولین استادش در مکتبخانه، آخند ملا محمد رحیم بوده که قلم را به دست وی داده است.
در سالهای بعد، استاد عطار، شاگرد ملا محمدصدیق نیازی شد و در این دوره با خطوط کوفی آشنا شد.
متاسفانه در کشور ما به دلیل بی تدبیری مسئولان و اهمیت ندادن به پیشینه تاریخی و فرهنگی، کشور عزیزمان مورد سرقت فرهنگی قرار گرفته و ما میبنیم که بعضی از کشورها که در راس آن جمهوری اسلامی ایران قرار دارد شاعران و دانشمندان کشور ما را به عنوان یک ایرانی میشناسند و تنها دلیلشان هم (خراسان بزرگ)میباشد در زیر چند دانشمند عزیز کشورمان را که مورد سرقت هویت قرار گرفته ان را معرفی میکنم معرفی میکنم.
ابوعلی سینا: ابن سینا یا پورسینا حسین پسر عبدالله متولد سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشت او در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفتهاند. بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است: پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند .
درتاریخ 05.03.2011از ساعت 13:00 تا 17:00درمرکز فرهنگی سالون استوا واقع درشرق هلسنکی جنب
کتابخانه،سیمینار مزاری و عدالت اجتماعی از طرف ستاد مردمی شانزدهمین سالگرد شهادت بابه مزاری
برگزارمیگردد.
اطلاعیه سالگرد شهادت استاد مزاری درهلسنکی
شانزدهمین سالگرد شهادتشهید راه آزادی, برابری وعدالت اجتماعی شهید مزاری , در سمینار پرشکوه علمی برای اولین بار درکشور فنلند تجلیل می گردد .از نویسندگان , شاعران , فرهنگیان وعلاقه مندان آن مبارزشهید, ضد تبعیض نژادی در افغانستان, دعوت بعمل می اید تا با حضورشان محفل مارا گرم تر نماید.دوستان که فرصت شرکت درین سمینار را ندارند آثارشانرا برای ما بفرستند. بعدا در نشریات به نشر خواهد رسید.
در این روز مردم کابل باانگیزه ناب برعلیه دستگاه حاکم و قوای اردو سرخ شوروی سابق دست به قیام و اعتراض زدند. انگیزه های ملی ، میهنی و دینی در تحریک مردم نقش اساسی داشت و همین باورها مردم را وادشت تا در شرایط خفقان آور حکومت وقت درکابل ، مردم با یک ((نه)) بزرگ، مشروعیت اینها را زیر سئوال بردند .
قیام سوم حوت 1358 در کابل درشرایطی به وقوع پیوست که 20 ماه از کوتای 7 ثور و 57 روز از تجاوز اردو سرخ در افغانستان می گذشت .حاکمیت 7 ثور علاوه بر این که جو اختناق و وحشت را در جامعه به وجود آورده بودند گردانندگان این حکومت هم در آتش اختلاف می سوختند. چند دستگی در درون شان کاملا مشهود بود. نورمحمد تره کی توسط حفیظ الله امین به قتل رسید .ببرک کارمل ، حفیظ الله امین را به سرنوشت تره کی مواجه ساخت .
قانون اجازه مبادله عهدنامه مودت منعقده بین دولتین ایران و افغانستان مصوب 14 قوس 1300 شمسی ماده واحده - مجلس شورای ملی به دولت اجازه میدهد كه عهدنامه مورخه 15 شوالالمكرم سنه 1339 منعقده بین دولتین ایران و افغانستان را كهمشتمل بر دوازده فصل و دو فصل الحاقیه و ضمیمه به این قانون است مبادله نماید. [z]متن عهدنامه چون جهت جامعه اسلامیه و روابط نژادی و علایق حسن مجاورت و همسایگی دولتین ایران و افغانستان اقتضا داشت كه مراودات حسنه و روابطدوستانه بینالدولتین به وسیله انعقاد یك عهدنامه مستحكم گردد. لهذا برای اجرای این مقصود مقدس اعلیحضرت شاهنشاه ایران جناب حاج میرزا حسنخان محتشمالسلطنه وزیر امور خارجه و اعلیحضرت امیرافغانستان جناب سردار عبدالعزیز خان وزیر مختار و ایلچی معتمد خود را وكلای مختار خود تعیین فرموده و مشارالیهما پس از مبادله اختیارنامههایرسمی خود فصول ذیل را منعقد نمودند: فصل اول - از امروز به بعد دوستی صادقانه و مناسبات حسنه فیمابین ایران و افغانستان و اتباع دولتین مزبورتین برقرار خواهد بود. فصل دوم - سفرای كبار و وزرای مختار و شارژدافرهای هر یك از دولتین معظمتین متعاهدتین در دربار یكدیگر از كلیه حقوق و امتیازاتی كه به موجبعادت و رسوم بینالمللی معمول و مقرر شده است بهرهمند خواهند بود. فصل سوم - اتباع دولتین معظمتین متعاهدتین خواه در موقع مسافرت و خواه در موقع اقامت مورد احترام واقع شده و كاملاً در حمایت مأمورین دولتمتبوعه خودشان خواهند بود)
محمدحسین نهضت (زادۀ ١٢٩٨ خ - درگذشت ١٣۵٨ خ)، یکی از روشنفکران دینی و استاد دانشکدۀ ادبیات دانشگاه کابل بود که توسط رژیم دمکراتیک خلق افغانستان شهید شد.
زندگینامه
محمدحسین نهضت فرزند غلامحسن خان (معروف به خلیفه صاحب)، در سال ١٢٩٨ خورشیدی، در شهر کابل در خاندانی مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش یکی از آموزگاران پیشکسوت معارف در افغانستان بود.
غلامحسن خان همراه با آقا میرآقا خان و مولوی عبدالقدیر خان از پایهگذاران مکتب صداقت بودند. این مکتب از جمله نخستین مکاتب در تاریخ معارف افغانستان بود، که بعدها به مکتب حبیبیه پیوست .شادروان خلیفه صاحب مدت چهل سال در مکاتب حبیبیه، استقلال و ملالی (که آخری اولین مکتب نسوان در افغانستان بود) به تدریس پرداخت.
زندگینامه استاد غلام محمد نیازی بنیانگذار و متفکرجنبش اسلامی در دانشگاه کابل در سال 1311 خورشیدی ( ۱٩۳٢) در قریۀ رحیم خیل ولسوالی اندر ولایت غزنی به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه وعالی را درمکتب دینی ابوحنیفه در کابل به پایان رسانید و جهت تحصیلات عالی به مصر اعزام شد و در دانشگاه الازهربه تحصیلاتش تا درجه ماستری (فوق لیسانس) ادامه داد. در قاهره وی با جنبش اخوان المسلمین ارتباط پیدا کرد و یکی از پیروان این جنبش گردید. هنگامی که به وطن بازگشت، در دانشگاه کابل به فعالیت های آرام و غیر رسمی تبلیغی و سیاسی پرداخت که این فعالیت ها به عنوان جنبش اسلامی در دانشگاه کابل تبارزکرد. بعدها، در دامن این جنبش احزاب جمعیت اسلامی وحزب اسلامی شکل گرفتند. استاد غلاممحمد نیازی، رییس دانشکدۀ شرعیات در دانشگاه کابل و متفکرجنبش اسلامی در تاریخ ۱۴/٢/۱۳۵٣ با تعدادی ازهمرزمانش توسط رژیم محمدداود خان به اتهام توطئه براندازی دولت دستگیر شد و در بهار سال ۱۳۵٨ خورشیدی در قیام زندانیان محبس پلچرخی توسط رژیم کمونسیتی همراه با ۱۳۵ و به روایت دیگر۱٨٠ تن از جوانان مسلمان به شهادت رسید.
| | بازديدها: 425 | نويسنده: مدیر سایت | تاريخ: 21 دي 1389 | نظرات (0) | ادامه مطلب
مبلغ، در سال 1319 شمسی در کابل به دنیا آمد، اما اصلاً از منطقه ی «قول خویش» مربوط استان «وردک» بود. پدرش حاجی مسافر سرپرستی جوالی (= حمّال)های گمرك كابل را به عهده داشت. مبلّغ، شخصی با استعدادی بود كه نزد اساتیدی چون آیتا…سیّدسرور واعظ، آیتا… میرعلیاحمد حجّت و آیتا… محمدامین افشار و حجت الاسلام میر علی احمد عالم مدت محدودی درس خواند؛ امّا وقت زیادی را صرف درسخواندن نكرد، با آن هم به دلیل استعداد خوبی كه داشت، توانست درجرگه ی فضلا و دانشمندان شهر كابل جایی باز كند. مبلّغ ، به مسایل اجتماعی و سیاسی علاقمند بود، در حالی كه روحانیت و مدارس دینی آنروز پاسخگوی این نیاز نبودند و درحقیقت توان پرداختن به این مسایل را نداشتند. متأسفانه وضعیت نابسامان روحانیت یكی از دلایلی بود كه سبب شد جوان با استعدادی چون مبلّغ، پس از آن كه با افكار و اندیشههای وارداتی آشنا شد، گرفتار نوسانات فكری شده با منبر و محراب وریش و عمّامه خداحافظی كند. مبلّغ به عنوان نماینده ی حصه ی اول بهسود در دوره ی دوازدهم مجلس شورای ملّی (= ولسی جرگه) وارد مجلس گردید و در آنجا با فراكسیون كمونیستها به رهبری ببرك كارمل آشنا شد. زمانی كه كارمل و نوراحمد نور درمجلس مورد ضرب و شتم نمایندگان مسلمان قرار گرفتند و به شفاخانه ی ابن سینا منتقل شدند، كمونیستهای طرفدار كارمل دست به تظاهرات زده و در باغچه ی شفاخانه ی ابن سینا گردهم آمدند. در این گردهمآیی كارمل و مبلّغ در بالكن شفاخانه حاضر شده و هردو برای تظاهركنندگان سخنرانی كردند.
یکی از علمای بزرگ معاصر افغانستان که عمر شریف و با برکت خویش را در راه تحصیل و تدریس علوم دینی و تبلیغ احکام گذرانده، و در راه گسترش فرهنگ اسلام چه با تربیت شاگردان با سواد و فاضل و چه با سخنرانی و بیان معارف اسلامی برای علاقه مندان و دلباختگان به اسلام، ده ها سال تلاش و فعالیت نموده، زحمت ها کشیده، رنج ها برده، حضرت آیت الله آقای شیخ محمد امین افشار است.
تحصیلات آقای شیخ محمد امین افشار فرزند مرحوم حاج محمد نبی افشاری می باشد، او در سال 1288 ش در کابل دیده به جهان گشود و از سن 12 سالگی به فراگیری علوم اسلامی شروع نمود. مدتی در خدمت عالم پرهیزگار آقای عالم در شمال افغانستان درس خواند وسپس راهی کابل گردید. در کابل قسمتی از سطوح را نزد حضرت آیت الله سید علی احمد حجت (قدس سره)خواند. بعد تصمیم گرفت به حوزه ی نجف اشرف برود، که پس از رفتن در حوزه ی نجف با فارغ شدن از سطح، چند سالی در درس های خارج «فقه» و «اصول» آیات عظام شیخ ضیاء الدین عراقی، شیخ محمد حسن نائینی و سید ابو الحسن اصفهانی(رحمة الله علیهم) که از مردان برجسته و بی نظیر عصر خود و اساتید مراجع بعد از خود بودند، شرکت نمود تا به مرحله ی اجتهاد و استنباط رسید، و به درس اخلاق آیت الله العظمی قاضی که از اساتید معروف علم اخلاق بود، شتافت و از علم اخلاق و اخلاق در عمل استاد بهره ها برد.
یکی از علمای بزرگ، متدین و شریف که عمر با برکت خویش را در راه تحصیل و تدریس علوم اسلامی، تبلیغ معارف الهی و ارشاد و هدایت جامعه سپری نمود و سرانجام به دست کمونیست ها زندانی شد، آیت الله آقای شیخ سلطان محمد ترکستانی است.
محل تولد و تحصیل مقدماتی آقای شیخ سلطان محمد فرزند حاج محسن در سال 1291 ش در خانواده ی مذهبی و متدین در روستای «شانجیر» از فرمانداری «چهار کنت» مربوط استان «مزار شریف» متولد شد، با سپری شدن دوران طفولیت وی، به مکتب قدم گذاشت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. وی در سنین 12-13 سالگی در مدرسه «چهار محله» از روستا های اطراف «چهار کنت» رفت و تا کتاب «معالم» را آنجا خواند. سپس به «بهسود» که وضع درس رونق خوب داشت شتافت و مدتی نزد «حاج آخوند زریافته» به تحصیلش ادامه داد و در سال 1316 ش رهسپار حوزه ی نجف اشرف شد، و در قدم اول سطوح عالیه را تکمیل نمود و سپس سال ها به درس خارج فقه و اصول آیات عظام آقای سید ابو الحسن اصفهانی، آقای حکیم و آقای خویی حضور یافت.
با نزدیک شدن سالروز ترور احمد شاه مسعود و حادثه حمله تروریستی یازده سپتامبر بر آن شدیم تا ضمن گفت و گویی با جناب آقای استاد «محمد تقی مناقبی» کارشناس ارشد حقوق و پژوهشگر، به واکاوی جریان این ترور و ارتباط آن با حادثه یازده سپتامبر بپردازیم.
-----------------------------------------
به نظر شما چه دلایلی را برای ترور احمدشاه مسعود میتوان در نظر گرفت؟
مناقبی:9 سال از زمان ترور «احمد شاه مسعود» فرمانده بزرگ مجاهدین در شمال کابل گذشته است؛ اما هنوز دلایل و عوامل آن همچنان مکتوم باقی مانده است. این خود یکی از نشانه های بارز فساد سیاسی در افغانستان است که همواره عوامل ترورها و قتلهای سیاسی در ابهام میماند و افشا نمیشود. در رابطه با سوال شما باید عرض کرد که ترور احمد شاه مسعود دلایل بسیاری میتواند داشته باشد. مسعود نزدیک به 27 سال (از 1354تا1380) در متن تحولات سیاسی و نظامی افغانستان حضور فعال داشت. این امر، برای او دوستان و دشمنان پرشماری به وجود آورده بود؛ اشخاص و گروههای بسیاری در داخل و خارج از افغانستان، او را سد راه تحقق خواسته های خود میدانستند، همین طور شماری از کشورها نیز مسعود را مانع رسیدن به منافع خود تلقی می کردند. نگاه کلان و فرا ملی به این مسأله از آن رو مهم است که در افغانستان تقریبا هیچ اتفاقی با مدیریت و تصمیم داخلی انجام نمی شود؛ بنابر این، در موضوع تروراحمد شاه مسعود باید بسیاری از رد پاها را در خارج از افغانستان جست.
یکی از علمای طراز اول افغانستان که مقام علمی، فضل، لیاقت و کمالش بر اهل علم در همه حوزه های علمیه پوشیده نیست، حضرت آیت الله آقای سید محمد سرور واعظ است. حوزه های علمیه که دنبال «نور» علم و دانش هستند، نیاز به دانشمندانی دارند که با روشن ساختن«چراغ» پرتو افشانی نمایند. یکی ازکسانی که موفق شد برای حوزه ها «مصباح» تحویل دهد تا پویندگان معارف اسلام و شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام از آن بهره برداری کنند، آیت الله واعظ است. آیت الله واعظ علاوه بر برخورداری از احترام حوزه های علمیه، به خاطر سالیان طولانی تبلیغ، تدریس و خدمات اجتماعی در افغانستان، مورد احترام جامعه بود و بدین جهت کمونیست ها نسبت به وی زیاد کینه داشتند و پس از به قدرت رسیدن زودتر به فکر بازداشت وی افتادند و قبل از دیگران او را زندانی نمودند.
زادگاه و تحصیلات آیت الله واعظ در روستای «کجاب» از روستاهای حصه دوم «بهسود» مربوط استان «وردک» در سال 1295 ش در خانواده ی محترم و فقیر دیده به جهان گشود.
امام كسي است كه فرموده است: من در عمرم جز از خداوند متعال از كسي نترسيدهام. اين است كه ايشان در حوادث روزگار از دوران مدرسي در حوزه علميه قم تا ساليان آخر زندگاني ايشان كه پر از تلاطم هاي سخت بوده است، نتوانسته بود تزلزلي در آن شخصيت به وجود بياورد
**در اولين روز حضور اينجانب در دروس اخلاق و عرفان ايشان، قيافهاي بسيار روحاني با نگاههايي جالب ديدم كه به مطالبي كه در درس ابراز مينمودند، حالت توافق با آنچه در درون ميگذشت را ارائه مينمود.
آن روزها آيات آخر سوره حشر را تدريس ميكردند. با كمال وضوح به خاطر ميآورم وقتي اين آيه مبارك (هو الله الخالق الباري المصور له الاسماء الحسني يسبح له ما فيالسماوات و الارض و هو العزيز الحكيم) را تفسير ميفرمودند، جذابيت مطالب به حد عالي رسيده بود و طلاب با يك انقلاب روحي به افاضات عرفاني ايشان گوش ميدادند. هيجان روحي و عمق مطالبي كه ابراز ميشد، بخوبي اثبات ميكرد كه مطالب ابراز شده، فوق معلومات حرفهاي و رسمي است كه متأسفانه عدهاي را به خود مشغول مينمايد.
اينجانب پس از آن تاريخ فروغي از عرفان مثبت را در زمان تحصيل در نجف اشرف در چهره و گفتار و ساير رفتارهاي زندگي حكيم متأله و عارف بزرگوار شيخ مرتضي طالقاني ديدم.
امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه رضا خان بود.
امام موسي صدر پس از اتمام سيكل اول و بخش مقدمات علوم حوزوي، در خرداد سال 1322 رسما به حوزه علميه قم پيوست، و طي مدتي كوتاه، ضمن بهره گيري از محضر حضرات آيات سيد محمد باقر سلطاني طباطبايي، شيخ عبدالجواد جبل عاملي، امام خميني و سيد محمد محقق داماد، دروس دوره سطح را به پايان رسانيد. وي از ابتداي بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گرديد، و تا اواخر پاييز سال 1338، يعني قريب سيزده سال تمام، از مدرسين بزرگ حوزه هاي علميه قم و نجف كسب فيض نمود. اساتيد اصلي دروس خارج ايشان در قم، حضرات آيات سيد حسين طباطبايي بروجردي، محقق داماد، صدر و سيد محمد حجت، و در نجف حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، شيخ حسين حلي و شيخ مرتضي آل ياسين بودند. امام موسي صدر
دروس فلسفي را نزد حضرات آيات سيد رضا صدر و علامه سيد محمد حسين طباطبايي در قم، و نزد آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اي در نجف فرا گرفت.وستان اصلي هم بحث امام موسي صدر را در قم، حضرات آيات سيد موسي شبيري زنجاني، شهيد دكتر بهشتي، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي و شيخ ناصر مكارم شيرازي، و در نجف آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر تشكيل مي دادند.امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است.معروف ترین آنان در ایران آیت الله شیخ یوسف صانعی از مراجع معظم امروز ، و در لبنان شهید عباس موسوی دبیر کل سابق حزب الله است.
سيد جمال الدين آغازگر جنبش اصلاح ديني نهضت اصلاح ديني و بيدارسازي اسلامي از حدود نيمهي قرن سيزدهم هجري در جهان اسلام زاده شد. حوزهي جغرافيايي اين نهضت، افغانستان، شبه قاره هند، ايران، تركيه، سوريه، لبنان، مصر و شمال آفريقا را در بر ميگرفت. روح و جانمايهي اين نهضت اصلاحي و شعار اصلي آن بازگشت به اسلام نخستين، زدايش پيرايهها از ساحت اين ديانت آسماني بود. سيد جمال الدين افغاني بيگمان عناندار و سلسله جنبان اين نهضت بود. او بيدارسازي اسلامي را گسترهي وسيعي از جهان اسلام را پي گرفت، دردهاي جوامع اسلامي را به روشني و شفافيت بازگو كرد و براي درمان آن دردها و آفتها راهكارهايي ارايه داشت. نهضت سيد جمال دو سويه داشت، سويي به اصلاح فكر و انديشهي ديني مسلمانان نظر داشت كه از منظر وي آسيب ديده بود. و سوي ديگر به نظام اجتماعي و سياسي كشورهاي اسلامي مي نگريست. آسيبها و دردهايي كه سيد جمال براي امت و جامعهي مسلمانان شناسايي كرده بود عبارت بود از:
جامی در آغاز ورود به هرات در مدرسة بازار خوش و سپس مدرسة نظامیه به آموختن علوم ادبی پرداخت (لاری ، ص 11؛ فخرالدین صفی ، ج 1، ص 235). ابتدا در حلقة درس متکلم عصر، مولانا جنید اصولی ، حاضر شد و با وجود کمی سن ، شرح مفتاح العلوم سکاکی و مطوّل تفتازانی را با حواشی آن نزد او خواند. در مجلس درس جاجرمی و خواجه علی سمرقندی نیز دقایقی حاضر می شد و نقد و نظرهای ادبی و کلامی و شبهه های علمی را مطرح می ساخت و سپس مجلس درس را ترک می کرد (فخرالدین صفی ، ج 1، ص 237). جامی در بارة این ایام گفته است که خواجه علی سمرقندی و دیگر همانندهای او در مطالعه و آگاهی بی نظیر بودند اما من در چهل روز به درجة آنان رسیدم ( رجوع کنید به لاری ، همانجا؛ فخرالدین صفی ، ج 1، ص 235ـ 236). وی سپس ، احتمالاً در بیست سالگی ، برای فراگیری بیشتر به سمرقند رفت و در درس هیئت قاضی زاده رومی حاضر شد (لاری ، ص 11ـ12). در سمرقند در رشته های علوم اسلامی نظیر تفسیر و حدیث و سیره ، و نیز در موسیقی و فن معما تبحر یافت (فخرالدین صفی ، ج 1، ص 238؛ آربری ، ص 388). او چند سال در آنجا ماند و بعد از 850 به هرات بازگشت (فخرالدین صفی ، ج 1، ص 238ـ239).
سي ويك سال از پيروزي باشكوه انقلاب اسلامي ايران مي گذرد. اكنون در آستانه چهارمين دهه انقلاب، به طور خلاصه مي توان گفت كه انقلاب اسلامي ايران، انقلابي مقدس و وحدت گراست و بهترين راه ممكن براي درك آن، بهره گيري از علوم قرآني در چارچوب جامعه شناسي اسلامي است و بس. پس از قرن ها پژوهش و تفحص، هنوز نظريه جامعي كه طبيعت انقلابات مختلف قرون گذشته را تبيين و قانون واحد آن را پيدا كند، وجود ندارد. در علوم انساني و اجتماعي، چه در غرب و چه در شرق، نظريات ارائه شده اقتصادي، سياسي و فرهنگي درباره انقلابات دو قرن گذشته، از انقلاب فرانسه گرفته تا انقلاب روسيه و چين، همه يك بعدي و بسته به رشته اختصاصي صاحب نظران مكتب هاي مختلف بوده است. انقلاب اسلامي ايران، انقلابي سياسي، اقتصادي و حتي فرهنگي در معناي تاريخ معاصر نيست، بلكه انقلاب ويژه و نادري است كه جايگاه آن از جنبه تاريخي مي تواند در رديف انقلاب دوره كلاسيك اسلام باشد، زيرا انگيزه اين جنبش عظيم، انرژي و جهت خود را از رستاخيز توحيدي اسلام به دست آورد و ريشه مشروعيت آن از الگوي كلامي و حقاني مبارزات محمدي و حسيني الهام گرفته و آبياري شده است.
حبیبالله کلکانی مشهور به (بچه سقا) (۱۸۹۰ - ۱۳ اکتبر ۱۹۲۹)، پادشاه افغانستان در سال ۱۹۲۹ میلادی است. وی یکی از تاجیکانِ روستای بزرگ کَلَکان در سی کیلومتری شمال کابل در بخش کوهدامن بود. میگویند که پدرش امامالدین دهقان از روستایان بوده که حرفه آبرسانی داشته و در محافل قومی به مهمانان آب میداد، و ازهمین جهت است که او را سقا مینامند. چون اقدامات اصلاحی امانالله شاه با تندرویهایی همراه بود و با روحیهٔ مردم ایلنشین و سنتی مردم افغانستان سازگاری نداشت، به شورش قبایل، مخالفت روحانیان و مردم و سرانجام سقوط او انجامید. در این میان حبیبالله کلکانی، که یک سرباز معمولی در ارتش امان الله شاه بود، عملکردهای امان الله خان را مغایر سنتها و ارزشهای مردمی دانسته و با پشتیبانی علما و رهبران نقشبندیه که نفوذ بسیار داشتند،دست به شورش زده و در کلکان خود را فرمانروای افغانستان خواند و با قوای خود روی به کابل نهاد. از اینرو، امانالله از مواضع خود دست برداشت و اصلاحات را متوقف کرد. امان الله خان برای اولین بار خانم خود را با لباس غیر معمول به سبک اروپا روی صحنه آورد و از مردم خواست تا شیوه آنرا بعنوان الگو بپزیرند. اما با واکنشهای مردمی موجه شد.
| | بازديدها: 389 | نويسنده: مهاجر | تاريخ: 23 دي 1388 | نظرات (0) | ادامه مطلب
جزایر فالکلند در اقیانوس اطلس جنوبى که در قرن ۱۸ به تصرف انگلیس درآمد در ۱۹۸۲ مبدل به صحنه یکى از پیکارهاى بزرگ تکنولوژیکى نیمه دوم قرن بیستم شد.
این جنگ اگرچه از بعد زمینى و نفرات درگیر، نبردى کوچک محسوب مى شد اما از نقطه نظر دریایى جنگى کم سابقه بود و لااقل پس از جنگ دوم جهانى، جهان شاهد چنین نبردى در دریا نبوده است.
در سال 1366 خورشیدی ، ماموران مسلح عربستان سعودی ، با حمله به مراسم برائت از مشرکین در شهر مکه ، صدها نفر از حجاج ایرانی را به شهادت رساندند. به مناسبت برگزاری مراسم حج و به یاد شهدای حج خونین آن سال ، پیام امام خمینی(ره) در این باره را مرور می کنیم.
مولوي ديروز را همگان خوب مي شناسند، شاعري فارسي زبان كه نام اصلي اش «جلال الدين محمدبن بهاءالدين محمدبن حسيني خطيبي بكري بلخي» يا همان مولانا يا ملاي روم كه در سال 604 هجري در بلخ تولد يافت. چون پدرش از بزرگان مشايخ عصر بود و «سلطان محمد خوارزمشاه» با اين سلسله لطفي نداشت، به همين علت در سال 609 هجري ترك خراسان گفت. او ابتدا به نيشابور و سپس به بغداد و مكه و سر آخر به دعوت «سلطان علاءالدين كيقباد سلجوقي» به قونيه رفت و تا آخر عمر خود در آن ديار باعزت و اكرام سكني گزيد. حاصل ساكن شدن در آن ديار پرورش كودكش، جلال الدين محمد بود كه اين كودك بعدها عارف و شاعري بزرگ شد و آثاري چون «مثنوي معنوي»، «كليات يا ديوان شمس»، «فيه مافيه» و... از او براي جهانيان به يادگار ماند و اين شاعر شوريده حال در كنار شاعراني چون «سعدي»، «حافظ»، «فردوسي» و «نظامي» يكي از پنج شاعر بزرگ پهنه ادبيات فارسي به حساب مي آيد و اين چنين از افتخارات ايران زمين مي باشد و...
افغانستان، کشوری است کوهستانی و محاط به خشکی که بین آسیای میانه، خاورمیانه و شبه قاره ی هند واقع شده است. این کشور در زمان های قدیم محل تلاقی سه تمدن بزرگ ایرانی، هندی و چینی بود و بخاطر این که گذرگاه هند به شمار می رفت همواره مورد تاخت و تاز جهان گشایان قرار می گرٿت. در قرن نوزدهم میلادی افغانستان به عنوان کشور حایل بین امپراتوری های استعماری انگلیس و روس قرار داشت و در دوران جنگ سرد هم این نقش را بین شوروی سابق و جهان غرب به سردمداری امریکا در شبه قاره ی هند و خاورمیانه ایفا می کرد. افغانستان در طول تاريخ معاصر خود مشکلات زيادی بواسطه ي بی ثباتی و منازعات بی وفقه متحمل شده است، به طوری که شالوده ي اقتصادی و زيربنايی اين سرزمين از هم پاشيده و ميليونها تن از مردم آن به کشورهای ديگر پناه برده اند.
دولت جدید افغانستان که با لشکر کشی امریکا به این کشور و حمایت جامعه ی بین المللی شکل گرفت با چالشهای زيادی برای تأمین امنیت، گسترش حاکمیت دولتی فراتر از کابل پايتخت و برقراری وحدت ملی روبروست.
دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.
سرزمینهای مسلمانان و مسیحیان نزدیک هم بود؛ اسپانیا متجاوز از هفتصد سال، همچنین بخشهایی از جنوب ایتالیا به مدت یک قرن، تحت حکومت اسلامی بودند؛ جنگهای صلیبی که مدت زمان طولانی ادامه یافت، مسیحیان را با مفاهیم و نهادهای اسلامی آشنا ساخت؛ آثار عالمان بزرگ جهان اسلام به لاتین ترجمه شد و انواع دیگر تماسها بین دو تمدن وجود د
مطالب منعكس شده در این پایگاه(سایت اخبارمهاجرین) به معنای تائید آن نبوده و صرفا برای آگاهی بینندگان از رویدادها، اخبار و تحلیل های پیرامون مهاجرین افغانستان می باشد