گروه اندیشه دانشجویان علوم سیاسی مربوط به موسسه تحصیلات عالی خاتم النبیین، دیروز پنجشنبه همایش علمی را به منظور بازخوانی اندیشه های سید جمال الدین افغانی راه اندازی نمودند.
این همایش علمی که در آن تعداد کثیری از استادان دانشگاه، شخصیت های علمی و دانشجویان اشتراک نموده بودند با ارائه زندگینامه سید جمال الدین افغانی آغاز گردید.
به گزارش جمهور، عبدالقیوم سجادی، رئیس موسسه تحصیلات عالی خاتم النبیین، که در این همایش صحبت می کرد، اندیشه سید جمال را از محورهای آگاه نمودن مسلمانان از انحطاط و عقب ماندگی، احیای هویت اسلامی، پیرایش اسلام از تفسیرهای نادرست و شناسایی عوامل نفاق و فرقه گرایی مورد بررسی قرار داد.
وی گفت: سید جمال، بخشی از میراث فرهنگی افغانستان و سازنده بخشی از هویت اسلامی و دینی جوان مسلمان است که در قرن بیست می خواهد بین دینداری و نوگرایی، تجدد و سنت جمع کند.
به گفته وی، سید جمال اندیشه ای است فراتر از یک فرد که میتواند پاسخ های مناسب برای پرسش های زمانه ما داشته باشد.
وی تصریح کرد: امروزه افغانستان با همان درد که سید جمال گرفتار بود گرفتارشده است، اسلام متحجرانه ای که دینداری را با نو اندیشی و نوگرایی، اخلاق را باعلم و تجدد را باسنت در ستیز و تعارض می بیند، تلاش می کند برای حفظ دینداری و دیانت جوانان مسلمان چشم را بر تمام دست آوردهای علمی دنیای مدرن ببندد.
در منطقه "بلخ" ولایت مزار شریف افغانستان، دیوارها و گنبدهایی از یک بنای قدیمی وجود دارد که رو به ویرانی است.
بر اساس یافتههای کاوشگران و باستانشناسان این بنا مدرسه یا همان "خانقاه" پدر "مولانا جلالالدین محمد بلخی" "سلطانعلما" یا "بهاولد" است.
بخشی از این مدرسه یا خانقاه در جنگهای 3 دهه گذشته افغانستان آسیب دیده و بخش دیگری از آن در نتیجه بیتوجهی مسئولان افغان ویران شده است.
با این حال پس کوچههای خاکآلود این ویرانه هنوز بوی مولانا میدهد و سالانه صدها گردشگر داخلی و خارجی را به سوی خود جلب میکند.
خانقاه یا مدرسه سلطانالعلما؟
با این حال هنوز تردید وجود دارد که آیا این ویرانههای بر جای مانده از 800 سال پیش بقایای مدرسه بهاولد است و یا خانقاه وی است؟
"اعظم رهنورد زریاب" در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، اظهار داشت: در منطقه "بلخ" ولایت مزار شریف دیوارها و گنبدهای یک بنای تاریخی دیده میشود که بر اساس یافتههای باستانشناسان این همان مدرسه "بهاولد" پدر مولانا است.
این پژوهشگر افغان با بیان این که برخی معتقدند که این همان خانقاه بهاولد است که در آن مراسم اهل تصوف برگزار میشد، گفت: چیزی که ما از آن مطمئن هستیم این است که بهاولد یا سلطانالعلما مدرسهای در این منطقه داشت و شاگردان زیادی در این مدرسه پای درس او مینشستند.
نخستین کتیبه شاعر بزرگ و خداوند گار بلخ مولانا جلال الدین محمد بلخی در زادگاهش یعنی ولایت بلخ در شمال افغانستان توسط شهرداری مزار شریف اعمار و از روی آن پرده برداری شد.
مولانا جلال الدین محمد بلخی فرزند بهالدین ولد شاعر بزرگیست که در ولسوالی بلخ این ولایت چشم گشوده است.
امروزه هر پیرو جوان با چهره و اشعار این شاعر بزرگ آشناست .
در همین حال شهرداری مزار شریف در یک ابتکار کم سابقه کتیبه ای را بنام مولانا جلال لدین محمد بلخی در زادگاهی این استوره شعر و ادبیات و در جاده موسوم به مولانا جلال الدین بخلی اعمار کرده است.
بیبیسی فارسی در نوروز امسال، طی یک مجموعه برنامه در تلویزیون، وبسایت و رادیوی خود بزرگترین شخصیت تاریخ ایران زمین را به رای مخاطبانش میگذارد. چندی پیش اولین مرحله از این برنامه با حضور تعدادی از کارشناسان برگزار شد. این افراد طی بحث طولانی نهایتا شش نفر را به عنوان نامزد بزرگترین شخصیت تاریخ ایران زمین انتخاب کردند. این شش نفر زرتشت، کوروش، فردوسی، ابوعلی سینا، حافظ و مصدق هستند. در مورد هر یک از این شخصیتها فیلمی ساخته شده که در ایام نوروز از تلویزیون و سایت فارسی بی سی سی پخش میشود و سپس مخاطبان بیبیسی فارسی میتوانند با رای خود یکی را برگزینند. نام بزرگترین شخصیت ایران زمین به انتخاب مردم، روز ۱۳ فروردین اعلام خواهد شد. اگرچه بارها ازشما پرسشهای داشتهام که ازروی... جواب ندادهاید. اینهم سوال های فشرده:
1-تولد، زندگی ومرگ زرتشت درکجا واقع شده وچه پیوند ازنگاه زیست محیطی با ایران دارد؟
قرار بود در اتاق 1508 هتل استقلال به ديدار برهانالدين رباني بروم. يكي از برادران خبر داد كه استاد رباني به خاطر دعوت به جلسه مهمي عازم كابل گرديده. عصر همان روز (سهشنبه 29/6/90) ساعت 7، با قرار قبلي، با برادر عزيز و ارجمند، حجتالاسلام والمسلمين حضرت آقاي محمدجواد حجتي كرماني حفظهالله، همراه برادر ارجمند جناب آقاي علياصغر قريشي، به عيادت برادر عزيز ديگرمان جناب دكتر سيدمحمدصادق خرازي عافاهالله كه تازه از سفر استعلاجي به ميهن برگشته بود، رفتيم. پس از ديدار با صادق (كه تبلور صراحت و صداقت، نماد مقاومت و استقامت است و تجسم عيني تسليم و رضا و از قليل مردان سياسي جوان آگاه به اوضاع جهان و از خادمان خالص و مخلص اسلام و از خانداني عريق و اصيل اسوه تقوا و پرهيزگاري)، حدود ساعت 9 از منزل وي بيرون آمديم؛ اما براي رفتن به منزل ماشيني پيدا نكردم، لذا همراه آقاي حجتي و با ماشين آقاي قريشي (سفير اسبق ايران در اندونزي و يمن و مسئول سابق بخش انتشارات در دفتر مطالعات سياسي وزارت امور خارجه) تا درب منزل جناب حجتي رفتم و با مسرت در آنجا ماشيني پيدا شد و پس از خداحافظي از جناب حجتي كه همچنان در بيرون از منزل منتظر مانده بود، راهي منزل شدم. راننده اخبار راديو ايران را گوش ميداد كه گوينده خبر ناگهان اعلام كرد: «برهانالدين رباني پس از مراجعت از ايران، در درون خانه خود، در كابل ترور شد!» خبر باوركردني نبود. او امروز صبح در تهران بود؛ ولي ساعت 10 شب كه به اخبار رسانههاي خارجي گوش كردم، به صحت آن خبر اطمينان يافتم، لذا تسليم رضاي حق شدم و چارهاي جز رضا و تسليم نيست و با قرائت آيه شريفه «انا لله و انا اليه راجعون» به خود تسليت گفتم!
در میان شلوغی و هیاهوی شهر باستانی و کهن هرات، در شمال این شهر آرامگاه بزرگمرد و عارفی به نام خواجه عبدالله انصاری یا به قول مردم این شهر پیر هرات است. مردم ارادت خاصی به خواجه دارند و روزانه صدها تن از مردم این شهر به قصد زیارت رهسپار آرامگاه وی میشوند. آرامگاه پیر هرات فارغ از تمام پیوندهای مادی انسان است و با تعمق میتوان دریافت که خواجه عبدالله انصاری تمام مناجاتهای خود را با خداوند از عمق جان گفته است. هر شب جمعه پیروان اهل تصوف بر مزار او گرد هم میآیند و به راز و نیاز با خدای یگانه مشغول میشوند. مزار خواجه عبدالله در منطقه سرسبز گازرگاه هرات قرار دارد و درباره وجه تسمیه این مکان تاریخی روایتهای گوناگونی بیان شده است. برخی معتقدند که وقتی کسی به زیارت مزار وی میروند گناهانش شسته شده و به همین سبب آن را گازرگاه نامیدهاند. مولانا عبدالرحمن جامی نیز در این رابطه شعری دارد: گازرگهی است تربت او کان مغفرت
سپاس خدایی را که در قالب آفرینش دفتر حسن و زیبایی بنمود و برگ های گوناگون آن را در برابر اداک و احساس آدمیان بگشود تا پاکبینان از هر ورق آن فصول اسرار خوانند و از دریافت هر سری مزه عشق برچشند
با عرض سلام خدمت همه هموطنان گرامی در سراسر دنیا امیدوارم به خوبی و خوشی در کنار خانواده گرامی تان زندگی را سپری کنید. این مطلب به معرفی و مصاحبه با سه تن از نوابغ افغانستان پرداخته است لازم به ذکر که متاسفانه عدم دسترسی به دکتر شاران مصاحبه با ایشان میسر نشد.
بنا به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراءحضرت آیت الله جوادی آملی : علما و فضلای افغانستان باید در گرامیداشت مرحوم آخوند خراسانی راه داشته باشند چرا که مرحوم آخوند افغانی بود. ایشان ادامه دادند : متاسفانه خراسان تکه تکه شد ، خراسان غربی را به ما دادند و شرقی که آن هم برای ما بود گرفتند و زمانی افغانستان و پاکستان جزء خراسان شرقی بود ، مرحوم بوعلی سینا و مولوی از همین جا هستند ، بلخ و بخارا از همین جا هستند و افغانستان یعنی شرق خراسان مهد تمدّن بود که امروز به این روز سیاه در آمده است. استاد برجسته حوزه علمیه قم افزودند : خصوصیت مرحوم آخوند رشد عقلانی ایشان بود که همه شاگردانش جزء مراجع ممتاز شدند.
يکی از چهره های برجسته در تاريخ ادبيات معاصر افغانستان است. وی از معدود شاعرانيست که برای بار نخست اوزان مطرح نيمايی را در افغانستان به کار بست و اشعار بس زيباي از خويش بجا گذاشت. استاد خليلی علاوه بر آنکه شاعری خوش قريحه و نويسنده مطرحي بود ، در عرصه هاي دگري چون تاريخ، سياست، فلسفه و عرفان نيز حضور گستردهء داشت. استاد خليلي در سال ۱۲۹۳ خورشيدي در باغ شهر آراي كابل ديده به جهان گشود. در سنين طفوليت والدينش را از دست داد و در نيمه راه، تعليم را رها كرد. او سالهاي را در كابل، كوهستان و بلخ گذرانيد. استاد در پست هاي اساسي زيادي در دواير دولتي افغانستان در داخل و خارج از كشور كار كرد . در اوايل دهه بيست خورشيدي به حيث معاون دانشگاه كابل به كار گماشته شد. در سال ۱۳۳۰ رييس مستقل رياست مطبوعات شد و در سال ۱۳۳۲ به حيث مشاور عالي سلطنتي در دربار محمد ظاهر شاه پذيرفته شد. در سالهاي نخستين دهه ۵۰ به عنوان سفير كبير مدتي در عربستان سعودي و سپس در عراق مصروف خدمت بود. استاد خليلي پس از كودتاي هفت ثور سفارت را ترك و مدتي در اروپا و امريكا به سر برد. اما عشق وطن و وطندار دير آنجا نگذاشتش. استاد پس از آن به پاكستان آمد و در كنار هزاران هموطن آواره اش، مسكن گزيد و در اين دوره آثار زيادي از وي به نشر سپرده شد.
عبدالاحد مهمند اولين فضانورد افغانستان است كه در سرده افغانستان بدنيا آمده است واز پلي تخنيك فارغ التحصيل شده وسپس جهت ادامه تحصيل در رشته هوا فضا راهي اتحاد جماهير شوروي شد وتحصيلاتش را درآنجا تمام نمود و به كابل برگشت ودر قواي هوايي به صفت پيلوت(خلبان) مصروف وظيفه گرديد. مهمند در سال 1988ميلادي به همراه ولاديمير ليا خوف ودكتر والري پولياخوف عضو يك تيم سه نفره در سفر سويوزm-6 راهي فضا شد وبه مدت 9 روز در ايستگاه فضايي مير گذراند.
عبدالاحد مهمند در جريان اقامتش در فضا از افغانستان عكسبرداري نمود و ايشان از ايستگاه فضايي مير با داكتر نجيبالله ريس جمهور وقت افغانستان گفتگوي تلفني انجام داد. عبدالا حد مهمند هم اكنون به همراه خانواده اش در المان زندگي ميكند
دره زیبای پنجشیر که نام آن نه تنها برای افغانها بلکه برای بسیاری از جهانیان به واسطه مقاومتهای بزرگمرد افغانستان احمدشاه شاه مسعود شناخته شده است، آماده برگزاری دهمین سالگرد آن شهید بزرگ میشود.
به گزارش «اخبار مهاجرین» پنجشیر نام دره ای در شمال شرق افغانستان است که نام آن با نام شهید «احمد شاه مسعود» مشهور به شیر دره پنجشیر عجین شده است.
این دره با کوههای سر به فلک کشیده پر از برف، صخرههای عظیم، شیبهای تند و رودخانه خروشان خود مناظر چشم اندازی را به وجود آورده که چشم هر بیننده ای را مینوازد.
پنجشیر در فاصله 120 کیلومتری کابل و بین 2 شاخه جنوبی هندوکش واقع شده است.
حضرت آیت الله العظمی آقای سید احمد کابلی مشهور به میر علی احمد حجت (رح) در حدود سال های 1307 یا 1308 هجری قمری مطابق با 1268 یا 1269 هجری شمسی در یک خانواده ی متدین و مذهبی در کابل دیده به جهان گشود. ایشان دارای دو برادر و دو خواهر بودند که برادر بزرگ معظم له عالم شهیر و شاعر توانا مرحوم علامه آقای بلبل (رح) و برادر کوچک ایشان مرحوم آیت الله آقای شریعت (قده) می باشند که هر دو قبل از مرحوم آیت الله حجت دار فانی را وداع گفته و به سرای آخرت شتافتند. خانواده ای که معظم له در آن دیده به جهان گشود [ اصالتاً اهل دره ی سنگلاخ که در ولایت میدان _ وردک] واقع است بوده که خیلی سال ها پیش از آنجا به کابل مهاجرت و سکونت اختیار نمودند. نسب ایشان ابتدا [ به سید خیرالله آقا که در سنگلاخ مدفون است می رسد و بعد از ایشان آن طوری که گفته اند] به سید حسن آقا که مرقد مطهرش در گردیز زیارتگاه خاص و عام است رسیده و سپس از طریق حضرت ابراهیم مرتضی به امام همام حضرت امام موسی بن جعفر (ع) منتهی می شود. در روزگاری که مرحوم آیت الله حجت متولد شد، عبدالرحمان خان پادشاه ظالم و خونخوار به نمایندگی از طرف دولت استعمار گر انگلیس در آن سرزمین حکومت می کرد. یکی از جنایات هولناک آن سفاک دستگیری و به شهادت رسانیدن جد، پدر و عموی معظم له بود در حالی که ایشان بیش از دو سال نداشت. پس از آن هم تمام مایملک و دار و ندار آن ها را تاراج نموده و به غارت بردند.
محمدآصف محسنی فرزند محمدمیرزا محسنی در یک خانواده مذهبی شب جمعه پنجم اردیبهشت سال ۱۳۱۴ شمسی (مطابق با ۲۲ محرمالحرام سال ۱۳۵۴ قمری برابر با ۲۶ آوریل ۱۹۳۶ میلادی) در ناحيه اول شهر قندهار به دنیا آمد. او آموزش ابتدایی را در زادگاه خود نزد پدر آغاز کرد؛ اما، در سال ۱۳۲۸ با پدرش به پاکستان رفت و در شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان زبان اردو را آموخت.
در سال ۱۳۳۱ کارمند اتاقهای تجارت شهر قندهار شد اما از آنجا که علاقه شدید به تحصیل علوم دینی داشت، این شغل را رها کرد و به تحصیل مقدمات علوم دينی پرداخت. سپس به ولسوالی (شهرستان) جاغوری رفت و مدت هشت ماه در آنجا ادبیات و منطق را فرا گرفت.
در سال ۱۳۳۲ به نجف اشرف رفت و در مدت دو سال و نیم دروس سطوح را بهپایان رساند. سپس به فراگيری دروس خارج فقه و اصول ادامه داد و نزد آیتالله العظمی سید محسن حکیم و آیتالله شیخ حسین حلّی و آیتالله سید عبدالاعلی سبزواری و آیتالله العظمی خوئی به شاگردی پرداخت.
خطاط و خوشنويس برجسته افغان، «امينالله پيرزاد هروي»، خوشنويس آستان قدس رضوي و خالق آثار «مرقع رضوي» و «مرقع زيور آسمانها» است.
به گزارش اخبار مهاجرین از فارس، پيرزاد هروي فرزند «ميرزا حبيب الله خوشنويس» در سال 1320 خورشيدي در شهر «هرات» به دنيا آمد. وي در سن هفت سالگي وارد مكتب شد و همزمان با آموختن علم، در مغازه عطاري پدرش نيز كار ميكرد و در 14 سالگي پدرش او را به «استاد عطار» سپرد تا هنر خوشنويسي را به وي بياموزد.
پيرزاد نوجوان در محضر استاد محمدعلي عطارهروي زانو زد و از وي سرمشق ميگرفت و تمرين ميكرد. پيرزاد در محضر استاد آخوند عطار نه تنها هنر خوشنويسي را فرا گرفت، بلكه تواضع و اخلاق را نيز از استاد خود آموخت. شاگردي در نزد استاد عطار از نظر اجتماعي در روحيه پيرزاد نقش بسزايي داشت، زيرا علاوه بر مشتريان معمولي، بزرگاني هم به مغازه استاد عطار رفتو آمد داشتند.
پيرزاد پس از شاگردي در نزد عطارهروي، به شدت تحت تاثير اين هنر اسلامي قرار گرفت و آن گونه كه وي در گفتوگويي در سال 1373 با مجله «حبل الله» بيان كرده است، در سن 14 سالگي به هنر خوشنويسي علاقمند شده و به شدت تحت تاثير اين هنر اسلامي قرار گرفته است.
محمدحسینمحمدی نویسنده، شاعر، فیلم نامه نویس، کارگردان و داستان نویس افغانی درتابستان سال 1354 در شهر مزارشریف چشم به جهان گشود.
از سال1361 به ایران مهاجرت کرد و در مشهد اقامت گزید. در همین شهر درس خواند و دیپلم علوم تجربی گرفت. پس از این به زادگاهش بازگشت و به تحصیل پزشکی در دانشکده بوعلی سینا سرگرم شد. یک سال از دانشجویی او گذشته بود که طالبان به قدرت رسیدند و اوباز به ایران آمد.
در ایرانبه خیاطی روی آورد و از این راه به گذران زندگی پرداخت. اما در کنار چرخ خیاطی،بازهم داستان نوشت و در نشریات مهاجرین و افغانستان به چاپ رساند.
وی دربهمن 1379 در دانشکده صدا و سیما پذیرفته شد و رشته کارگردانی برنامه سازی تلویزیونرا دنبال کرد.
در ادبیاتداستانی امروز افغانستان، محمدحسین محمدی، نامی آشنا است.
او چندینجایزه برای داستان های کوتاهش به دست آورده است. به جز این، جایزه هوشنگ گلشیریبرای کتاب انجیرهای سرخ مزار و جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات برای رمان از یادرفتن از دیگر جوایز این نویسنده افغان است.
شاید برای شما تکراری باشد و این مطلب را مدتها پیش خوانده باشید ولی بنظرم هستند کسانی امثال بنده که این موضوع را نمیدانند وصد البته همانقدر که برای من جالب بود برای آنها نیز باید جالب باشد !
این دو شخصیت کسانی نیستند جز استاد شهید مرتضی مطهری و استاد جلال الدین فارسی !
تولد سيد جمال الدين، چنانکه محمد مخزومی از خودش نقل میکند در 1254ه.ق. است.[1] و اين نقل را ديگر سيره نويسان سيد نيز تأييد کردهاند، شيخ محمد عبده شاگرد و دوست وفادار سيد، در اين باره میگويد: سيد جمال الدين در 1254ه.ق. 1839م. در شهر اسد آباد مركز ولايت«کنر» در شرق افغانستان زاده شد، در هشت سالگی فراگيری علوم را شروع کرد و در اندک زمان به جهت هوش و استعداد سرشار توانست به بالاترين درجات علمی در علوم مختلف، مانند نحو و صرف، معانی و بيان، تاريخ، تفسير، حديث، فقه و اصول فقه، کلام،عرفان، منطق، حکمت عملی و نظری و ... ، برسد.[2]
پس از پايان تحصيل اولين سفر سيد آغاز میشود، اين سفر به هند صورت میگيرد، سيد در هندوستان با دانشهای جديد اروپايی آشنا میشود، سيد بعد از اقامت مدتی در هند برای انجام مناسک حج راهی حجاز میشود و سپس به افغانستان باز میگردد.[3] او در افغانستان به دربار امير دوست محمد خان میپيوندد، اين دوره از حيات سيد حدود ده سال طول میکشد.
شیخ الرئیس. حجته الحق. ریس العقلا. شرف الملک ابوعلی سینا (حسین پسر عبدالله حسن پسر علی پسر سینا)
در دنیای امروز کمتر ملتی است که به مفاخر گذشته خود توجه نکند زیرا یکی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی. علمی.فرهنگی.ادبی .سیاسی.اجتماعی و ملی انهاست که این گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سیر زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل برای اینده گان خود به میراث گذ اشته اند که باید انرا گرامی و عزیز داشت و انرا بارور ساخت.
شیخ الرئیس نواسه علی سینا، معروف به ابن سینا. به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری(مطا بق 980 میلادی ) از پدر بلخیایی بنام عبدالله (از سبب وزیر مالیه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مرکز ماورالنهر و خراسان آن زمان انتقال نموده بود) و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه افشنه از توابع بلخ طفلی چشم به جهان گشودکه نامش را حسین گذاشتند.
شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني از شخصيت هاي بزرگ و بي بديل جهان اسلام و تشيع بود و خدمات بزرگي در راه نشر معارف اهلبيت(ع) انجام دادند. وي از نوابغ و نوادر عصر خويش شمار ميرفت.
تولد
شيخ محمد كاظم هروي معروف به آخوند خراساني فرزند ملا حسين واعظ اهل ولايت هرات در سال 1255ق. در مشهد ديده به جهان گشود. پدرش، ملا حسين هراتى علاوه بر تبليغ به تجارت ابريشم نيز مشغول بود. ملا حسين، روحانى وارسته اى بود كه براى گذران زندگى، هماره در بين راه هرات و مشهد، در رفت و آمد بود. وى در سفرهاى تبليغى اش مردم را با احكام اسلامى آشنا مى ساخت. در يكى از همين سفرها، در كاشان ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج چهار پسر به نامهاى نصرالله، محمدرضا، غلامرضا و محمد كاظم (آخوند خراسانى) بود. سرانجام مهر پيشواى هشتم او را به مشهد كشاند تا براى هميشه در شهر شهادت ساكن شود.
عالم و عــارف مشهور کشــــور شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری ره در سال 396 هجری قمری در کهندژ شهر تاریخی هرات تولد گردید. پدرش ابو منصور محمد که درزمان خود یکی از عالمان و پزهیزگاران و حافظ قرآن وقت بود از راه کار دکانداری امرار معاش می نمود.
خواجه عبدالله انصاری که از آوان خرد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود. تا ده سالــــگی تحت رهنمایی پدر خـــــود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت . زمانی که پدرش کسب و کــار را فرو گذاشت و راهی بلخ گردید و در آنجا سکونت اختیار نمود، خواجه عبدالله بدون سرپرست باقی ماند. اما دوستان پدر وی که از علما عرفا و متصوفین بزرگ بودند اهتمام تعلیم و تربیت او را به عهده گرفته از وی مراقبت می نمودند از این جمله یحیی بن اعمار شیبانی مشهور به خواجه غلتان ولی و شیخ ابو اسمیعل و محمد بن حمزه به صورت اخص قابل تذکر اند.
ابونصر فارابی بزرگ ترين فيلسوف دوره اسلامی است. وی در شهر فارياب متولد شد. پدرش از سران سپاه مرزنشين بود. در جوانی طی سفری طولانی و پر رنج به بغداد رفت و نزد استادان بزرگ زمان، به تحصيل منطق و فلسفه يونان پرداخت. پس از اندک زمان، وی که به زبان های فارسی، ترکی، عربی، سريانی و يونانی تسلط کامل داشت، در فهم فلسفه يونان به پايه ای رسيد که او را معلم دوم خواندند. معلم اول ارسطوست و پس از ابونصر ديگر هيچ کس را معلم نگفته اند. فارابی در راه کسب دانش سختی بسيار تحمل کرد. شب ها در نور چراغ پاسبانان شهر کتاب می خواند و اغلب تا صبح بيدار می ماند. زندگی محدود و محقر او به خوابيدن کنار رودخانه ها و باغ ها گذشت. در همان وضع به نوشتن و خواندن روز می گذراند و شاگردان بسيار خويش را نيز همان جا تعليم می داد. اين محروميت های مادی، اگرچه بيشتر در سال های جوانی بر او تحميل شد اما پس از آن نيز وی با همه دانش و شهرت خويش، هم چنان ساده می زيست. نوشته اند که از سيف الدوله همدانی فاتح دمشق نيز، که او را گرامی می داشت، هر روز بيش از چهار درم که مبلغی بسيار ناچيز بود نمی پذيرفت.
کمال الدین بهزاد در حدود سال 1455 م در شهر هرات باستان چشم به جهان گشود وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند ـ در اندک وقت در صورتگری و نقاشی مهارت تمام پیدا می کند ـ در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال 1507 م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول می شود و در سال 1487م کتابدار آن می گردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی میرسد ـ در سال 1512م اسمیعل صفوی هرات را تصرف می نماید و درسال 1520 م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود می برد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد میدهد در سال 1524 م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت می نشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز میگردد
فیض محمد فرزند سعید محمد و نواسه خــدا داد . در یک خانواده دهقان در دهکده زرد سنگ ولسوالی قره باغ ولایت غزنی در سال ( 1279 ق ) به دنیا آمد.
علوم متداوله را در زاد گاهش نزد علما و فضلا محل و مسا جد قریه ا ش فرا گرفته و پس از حا د ثه خا نه جنگی د ر قره باغ رهسپار ولایت قندهارگردیده و در آن شهر به تحصیل پردا خت در سال ( 1305 ) دو باره به وطن بازگشت و تا سال ( 1310 ) بــه اکتساب علوم و دانش مصروف شد . بدین ترتیب کاتب در غزنی، قندهار، لاهور وکابل به تحصیل پرداخته بود و به علوم مختلف دسترسی پیدا کـــــــــرده بود. کاتب بزبانهای دری، پشتو، عربی، اردو و انگلیسی روان صحبت میکرد.
کــاتب فاضل، ادیب، شخصیت روشنفکر و از جمله مشروطه خواهان اول بود که مدتی را در زندان (شیرپور) کابل به جرم روشنفکری و روشن نگری گذرانده بود، اما به اثر شناختی که حبیب الله خـان از زمان شهزادگی باوی داشت از حبس رها گردید.
کاتب در سال ( 1320 ق ) توسط ا ستادش ملا محمد سرور اسحاق زا ئ که مشاور و نویسنده خـــاص دفتر سردار نصر الله خان بود به صفت تاریخ نویس به دربار امیر حبیب الله خان - ا ستخد ام شد برای این منظور اسناد دربار و مدارک تاریخی قابل دسترس و کتابهای لازم را در ا ختیار وی گذاشتند.
حکیم ناصر خسرو قبادانی بلخی در سال 394 ق در محله قبادیان بلخ چشم به جهان گشود. نخستین تحصیلات خویشرا در زادگاهش به پایان رساند و به کسب علوم طب، موسیقی ، ریاضیات، نجوم و فلسفه با سفر های از نزد علما و دانشمندان عصر خود نیز پرداخت.
ناصر خسرو در سن 28 سالگی به سرودن شعر آغاز کرد و دارای دو دیوان یکی بزبان دری و دیگری به زبان عربی می باشد . ناصر خسرو در دربار سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود راه یافت که از احترام و عزت و مشاغل مهمی در دربار آنان بر خوردار بود ـ
اشعار ناصر خسرو حاوی مطالب و مضامین ستیزنده و پرخاشگر علیه مظالم، روحانیون دنیا پرست و تاریک اندیش و شاهان و سروران استثمار گر و مفت خور است که دهقانان و کارگران و کاسبانرا در ده و شهر مورد استمار قرار میدادند مشاهده این وضع بر روح حساس وی تاثیر نمود و بدین اساس از دربار و جاه و جلال قطع رابطه نمود به روحانیون روی آورد که متسفانه از معاشرت و صحبت با آنها خیلی در رنج و عذاب میشد. چه وی ازین نزدیکی با آنان در میابد که آنان مشتی فاقد از منطق سلیم و سالوس و متعصب، کوتاه نظر و از پادشاهان و انیران و خواجگان بدتر.
ابوالمجد مجدود بن آدم موسوم به سنائي غزنوي از شعراي معروف قرون پنجم وششم هجري در سال 473 ه.ق در شهر غزنين به دنيا آمد. وي در آغاز جواني شاعري درباري و مداح مسعود بن ابراهيم غزنوي و بهرام شاه بن مسعود بود، ولي پس از سفر به خراسان و اقامت چند ساله در اين ولايت و ملاقات با مشايخ تصوف تغييري اساسي در روحيات و اخلاقيات او ايجاد شد و در نهايت به زهد و انزوا و تأمل در حقايق عرفاني روي آورد. از اين زمان شخصيت حقيقي اين شاعر بزرگ آشكار گشت و به سرودن قصائد معروف خود در زهد و عرفان و وعظ و ايجاد منظومه هاي مشهور پرداخت. سنائي در طريقت و سير و سلوك مريد شيخ ابو يوسف يعقوب همداني بود و مولانا جلال الدين رومي با وجود كمال فضل ،خود را از متابعان و پيروان او دانسته است.وي يكي از بزرگترين شاعران ادب پارسی دری و معروف ترين شاعر صوفي و بنيانگذار اين فن بشمارمي رود كه در سبك شعر پارسي و ايجاد تنوع و تجدد در آن نقش بسزائي ايفا نموده است.سنائي پس از بازگشت از سفر مكه مدتي در بلخ بسر برد واز آنجا به سرخس و مرو و نيشابور رفت. وي در هر مكان مدتي به سير و سلوك و عرفان پرداخت و سرانجام درغزنين در سال 545 ه.ق درگذشت.
مولانا ابولمعانی عبدالقادر متخلص به بیدل، شاعر، عارف و صوفي نامدار نیمه دوم سده یازدهم و نیمه نخست سده دوازدهم به احتمال قریب به یقین به سال 1054 هجری در خواجه رواش، اهالی کابل، زاده شد و 79 سال بعد در هند در گذشته. بقول استاد سید محمد داوود حسینی، بیدل از قریه خواجه رواش که بنام محله جغتایی ها، یعنی اقوام بیدل، معروف است زاده شده و بعد از در گذر آن مرد صوفی در هند، بقایای او را بکابل آورده اند.
بیدل از یک عایله سلحشور و سرباز بدنیا آمده است و نیز لقب میرزایی صبغه امیری و شاهزادگی دارد. عموش میرزا قلندر سپاهی دلیر و سلحشور بوده و ورزش را بشدت دوست داشته و هم بعرفان و تصوف میل طبیعی می پرورده . خالوی ،بیدل میرزا ظریف" عالم بزرگ بوده و بیدل شخصاً طوریکه میگویند مرد تنومندی بوده و شاید خیلی قوی و حتی که میگویند عصای آهنین او را که خویش . نوالس. نام گذاشته بوده دو نیم سیر(وزن کابل) وزن داشته و خودش هم غذای زیاد صرف میکرد.
به گزارش اخبار مهاجرین از خبرگزاري فارس: «شير دره پنجشير» عنوان شماره جديد مجله شاهد ياران است كه با موضوع معرفي ابعاد زندگي مبارزات شهيد «احمد شاه مسعود» قهرمان ملي افغانستان به چاپ رسيده است.
به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، «شير دره پنجشير» زيبندهترين نام «احمد شاه مسعود» قهرمان ملي افغانستان است كه دشمنان پيش از دوستان، او را با اين نام توصيف كردهاند. وقتي همه نيروهاي وابسته به احزاب و جناحهاي مختلف افغانستان از مقابل پيشروي طالبان به سمت كابل در مهر سال 1376 گريختند يا تسليم شدند، تنها پرچم مقاومتي كه در ولايات بدخشان برافراشته ماند، پرچم مسعود بود و مقاومت زير پرچم او همچنان ادامه يافت.
به گزارش اخبار مهاجرین : دمیتری میدویدیف رئیس جمهور روسیه به مناسبت 50 مین سالروز پرواز یوری گاگارین به فضاء با فرمان خود گروپ بزرگ فضانوردان و ستاره شناسان خارجی را به خاطر خدمات در عرصه فضانوردی سرنشین دار و توسعه همکاری بین المللی با مدال های " به پاس خدمات در امر تسخیر فضاء" تقدیر نمود. در جمله تقدیرشدگان عبدالاحد مومند فضانورد جمهوری اسلامی افغانستان نیز شامل بود.
عبدالاحد مومند پرواز خود را به فضاء از تاریخ 29 اگست سال 1988 تا 7 سپتمبر همان سال در سفینه "سایوز" و ستیشن "میر" به صفت فضانورد محقق انجام داد. پرواز او 8 شبانه روز 20 ساعت و 26 دقیقه طول کشید.
«جلالالدین فارسی»نویسنده، مبارز سیاسی و متفکر انقلابی، در سال 1312 در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. پدر وی در اواخر دورهي قاجاریه با بخشی از خانوادهي خود از هرات به مشهد مهاجرت کرده بود. وی در زادگاه خود در یک مکتبخانه شخصی متعلق به یکی از خویشاوندانش به تحصیل پرداخت و پس از مدتی به مکتب «اسلام» رفت و در آن جا بود که با «علی شریعتی» که بعدها به نویسنده، جامعهشناس، تاریخشناس و پژوهشگر دینی مشهوری در ایران بدل گشت به عنوان همکلاس و با استاد «محمد تقی شریعتی»، روشنفکر مذهبی و فعال سیاسی و مذهبی و پدر دکتر علی شریعتی به عنوان ناظم مدرسه آشنا شد.
شيخ محمد امامي هروي، خوشنويس و كاتب قرن نهم هجري قمري است. از تاريخ تولد و چگونگي زندگياش اطلاعي نداريم، فقط ميدانيم تا 899 ق، يعني تاريخ كتابت هفت اورنگ، زنده بوده است. ظاهراً، در دربار سلطان يعقوب و رستم آق قوينلو به كتابت مشغول بوده و به همين سبب «يعقوبي» و «رستمي» رقم ميكرده است.وي همعصر سلطان علي مشهدي بود و خط نستعليق را به مراتب از او خوشتر نوشته است. از آثارش پيداست كه از زبر دستترين كاتبان خوشنويس زمان خود بوده است، ولي چنانكه بايد شهرت نيافته است. هيچ يك از كاتبان و خوشنويسان مشهور همعصر و پيش از وي، از جمله اظهر و جعفر بايسنقري و سلطان علي مشهدي، در خوشنويسي از وي برتر نبودند؛ اما در تذكرهها و تاريخها از خوشنويسي او به خط نستعليق ياد نشده است. از مشق و بويژه كتابت امامي هروي آثار متعددي برجاي مانده كه همگي نشانه چيرهدستي او در خط نستعليق و بعضي از اقلام ديگر، مانند نسخ و رقاع و تعليق، است. برخي آثار او بدين قرارند: نسخهاي از انيس العاشقين به قلم نستعليق، با تاريخ 887 ق، كه رقم «علييدالعبدالفقيرالمحتاج اليالملك الصمد شيخ محمد الامامي» دارد. اين اثر، كه در كتابخانه كاخ موزه گلستان تهران محفوظ است، يك نسخه هفت اورنگ جامي، با رقم و تاريخ «كتبه العبد الفقيرالحقير شيخ محمد بن شيخ احمد الهروي، في تاريخ سنه تسمه و تسعين و ثمانمائه»، محفوظ در كتابخانه دانشگاه استانبول. يك نسخه مثنوي اشترنامه، به تاريخ ذيالقعده 821 و رقم «بر دست اضعف عباد الملك الصمد شيخ محمد بن احسنالله احواله». بنابرتاريخ اين نسخه، در مورد تعلق اين اثر به شيخ محمد امامي ترديد است. ٭ به نقل از كتاب <تقويم تاريخ، فرهنگ و تمدن اسلام و ايران>
سید جمال الدین آغازگر جنبش اصلاح دینی نهضت اصلاح دینی و بیدارسازی اسلامی از حدود نیمهی قرن سیزدهم هجری در جهان اسلام زاده شد. حوزهی جغرافیایی این نهضت، افغانستان، شبه قاره هند، ایران، تركیه، سوریه، لبنان، مصر و شمال آفریقا را در بر میگرفت. روح و جانمایهی این نهضت اصلاحی و شعار اصلی آن بازگشت به اسلام نخستین، زدایش پیرایهها از ساحت این دیانت آسمانی بود. سید جمال الدین افغانی بیگمان عناندار و سلسله جنبان این نهضت بود. او بیدارسازی اسلامی را گسترهی وسیعی از جهان اسلام را پی گرفت، دردهای جوامع اسلامی را به روشنی و شفافیت بازگو كرد و برای درمان آن دردها و آفتها راهكارهایی ارایه داشت. نهضت سید جمال دو سویه داشت، سویی به اصلاح فكر و اندیشهی دینی مسلمانان نظر داشت كه از منظر وی آسیب دیده بود. و سوی دیگر به نظام اجتماعی و سیاسی كشورهای اسلامی می نگریست. آسیبها و دردهایی كه سید جمال برای امت و جامعهی مسلمانان شناسایی كرده بود عبارت بود از:
عطار هروی، تنها خوشنویسی بود که توانایی کتابت بیش از چهل نوع خط را داشت
استاد عطار هروی، فرزند محمد اسماعیل در سال ۱۳۲۸ هجری قمری در شهر کهنه هرات در محله خواجه عبدالله مصری به دنیا آمد.
نیاکان او همگی از عالمان دینی روزگار خود بودند، اما پدرش منبر را ترک کرد و به پیشه عطاری و خوشنویسی روی آورد و فرزند خود محمدعلی را نیز در این رشته پرورش داد.
عطارهروی آموزش های ابتدایی را در مکتب های سنتی هرات فرا گرفت و سپس نزد پدرش در عطاری به آموزش خوشنویسی پرداخت.
آنگونه که خود وی حکایت کرده، اولین استادش در مکتبخانه، آخند ملا محمد رحیم بوده که قلم را به دست وی داده است.
در سالهای بعد، استاد عطار، شاگرد ملا محمدصدیق نیازی شد و در این دوره با خطوط کوفی آشنا شد.
متاسفانه در کشور ما به دلیل بی تدبیری مسئولان و اهمیت ندادن به پیشینه تاریخی و فرهنگی، کشور عزیزمان مورد سرقت فرهنگی قرار گرفته و ما میبنیم که بعضی از کشورها که در راس آن جمهوری اسلامی ایران قرار دارد شاعران و دانشمندان کشور ما را به عنوان یک ایرانی میشناسند و تنها دلیلشان هم (خراسان بزرگ)میباشد در زیر چند دانشمند عزیز کشورمان را که مورد سرقت هویت قرار گرفته ان را معرفی میکنم معرفی میکنم.
ابوعلی سینا: ابن سینا یا پورسینا حسین پسر عبدالله متولد سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشت او در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفتهاند. بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است: پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند .
جامی در آغاز ورود به هرات در مدرسة بازار خوش و سپس مدرسة نظامیه به آموختن علوم ادبی پرداخت (لاری ، ص 11؛ فخرالدین صفی ، ج 1، ص 235). ابتدا در حلقة درس متکلم عصر، مولانا جنید اصولی ، حاضر شد و با وجود کمی سن ، شرح مفتاح العلوم سکاکی و مطوّل تفتازانی را با حواشی آن نزد او خواند. در مجلس درس جاجرمی و خواجه علی سمرقندی نیز دقایقی حاضر می شد و نقد و نظرهای ادبی و کلامی و شبهه های علمی را مطرح می ساخت و سپس مجلس درس را ترک می کرد (فخرالدین صفی ، ج 1، ص 237). جامی در بارة این ایام گفته است که خواجه علی سمرقندی و دیگر همانندهای او در مطالعه و آگاهی بی نظیر بودند اما من در چهل روز به درجة آنان رسیدم ( رجوع کنید به لاری ، همانجا؛ فخرالدین صفی ، ج 1، ص 235ـ 236). وی سپس ، احتمالاً در بیست سالگی ، برای فراگیری بیشتر به سمرقند رفت و در درس هیئت قاضی زاده رومی حاضر شد (لاری ، ص 11ـ12). در سمرقند در رشته های علوم اسلامی نظیر تفسیر و حدیث و سیره ، و نیز در موسیقی و فن معما تبحر یافت (فخرالدین صفی ، ج 1، ص 238؛ آربری ، ص 388). او چند سال در آنجا ماند و بعد از 850 به هرات بازگشت (فخرالدین صفی ، ج 1، ص 238ـ239).
مولوي ديروز را همگان خوب مي شناسند، شاعري فارسي زبان كه نام اصلي اش «جلال الدين محمدبن بهاءالدين محمدبن حسيني خطيبي بكري بلخي» يا همان مولانا يا ملاي روم كه در سال 604 هجري در بلخ تولد يافت. چون پدرش از بزرگان مشايخ عصر بود و «سلطان محمد خوارزمشاه» با اين سلسله لطفي نداشت، به همين علت در سال 609 هجري ترك خراسان گفت. او ابتدا به نيشابور و سپس به بغداد و مكه و سر آخر به دعوت «سلطان علاءالدين كيقباد سلجوقي» به قونيه رفت و تا آخر عمر خود در آن ديار باعزت و اكرام سكني گزيد. حاصل ساكن شدن در آن ديار پرورش كودكش، جلال الدين محمد بود كه اين كودك بعدها عارف و شاعري بزرگ شد و آثاري چون «مثنوي معنوي»، «كليات يا ديوان شمس»، «فيه مافيه» و... از او براي جهانيان به يادگار ماند و اين شاعر شوريده حال در كنار شاعراني چون «سعدي»، «حافظ»، «فردوسي» و «نظامي» يكي از پنج شاعر بزرگ پهنه ادبيات فارسي به حساب مي آيد و اين چنين از افتخارات ايران زمين مي باشد و...
مطالب منعكس شده در این پایگاه(سایت اخبارمهاجرین) به معنای تائید آن نبوده و صرفا برای آگاهی بینندگان از رویدادها، اخبار و تحلیل های پیرامون مهاجرین افغانستان می باشد